علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٥٣
فلاني قلب من را با همّ إشعار کرد؛ يعني همّ آن را پوشاند تا اينکه مانند لباس چسبيده به قلب شد.
مترادفات همنشين با قلب
پس از بررسيهاي بسيار، مشخص شد که برخي مترادفات با قلب ترکيب شده و معناي خاصي را افاده ميکنند که متفاوت با ترکيب آن با شعر است.
حس و قلب
اين ترکيب در کتاب الماء نشانه بيماري است و چنين توصيف شده است: اذيت شدن با پَستترين چيزها که درمان آن با شادي و سرور انجام ميپذيرد.[١٢٦]
در متون عربي و حديثي آمده است:
فَأَخْبَرَهُ خَبَرَ الرَّجُلِ فَحَسَّ قَلْبُ ابْنِ الْمَلِكِ بِأَنَّهُ قَدْ وَجَدَ حَاجَتَه.[١٢٧]
يَتَبَخْتَرُ فِي مِشْيَتِهِ طَائِفٌ حَوْلَ الْبَيْتِ فَحَسَ قَلْبِي بِهِ فَقُمْتُ نَحْوَهُ.[١٢٨]
قَائِلٌ يَقُولُ: قُتِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ فَحَسَ قَلْبِي بِالشَّرِّ.[١٢٩]
چنانکه ميبينيم،
اين ترکيب در زمان غم شديد، افسردگي يا هيجان
ناشي از
آن به وجود ميآيد که با شادي و سرور برطرف ميشود. بدين
ترتيب، علت عدم گزينش آنها روشن ميشود.
درک و قلب
درباره درک توضيحاتي مفصل آمد؛ در مثال دوم، خداوند به دليل حقايق ايمان، براي قلب، قابل دريافت و فهم است. به سبب وجود واژه قلب، دلالت درک بر امور مادي بياثر يا کماثر شده، اما معناي اصل ريشه و شرطش کاملاً منظور است. زماني قلب حقايق ايمان را درک ميکند که لوازمش محقق شده باشد که همانا الحاق يا بلوغ به خلوص نيت است[١٣٠] و اين با دستور مستقيم و بدون شرط حضرت علي٧ مغايرت دارد. با اين توضيحات
[١٢٦]. کتاب الماء، ج٢، ص٤١١.
[١٢٧]. کمال الدين و تمام النعمة، ج٢، ص٥٩١.
[١٢٨]. الغيبة (للطوسي)، النص، ص٢٦٤.
[١٢٩]. بحار الانوار، ج٤٢، ص١٩٩.
[١٣٠]. «قد يكون في ابتداء النية إخلاصا و في الأثناء يحصل الرياء فيجب التحرز منه» (همان، ج٦٩، ص٢٨١).