علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٩٣
بدانچه شناختهاند
از حق. گويند: پروردگارا! همانا ايمان آورديم؛ پس ما را با
گواهان بنويس.
٢-٢. فردمحوري در تربيت عرفاني
از جمله اصول تربيتي که تمام اصحاب عرفان عملي خود بدان ملتزم بودهاند و شاگردان خود را بدان سفارش ميکردند، اين بود که تربيت عرفاني نيازمند نفوس مستعد است. اينگونه برنامههاي سير و سلوکي را نميتوان در اختيار تمام تودههاي مردم نهاد. از اينرو اساتيد عرفان در بيان اسرار عرفاني و برنامه تربيتي خود کاملاً فردمحور عمل ميکردند. شايد بتوان بر اين نکته که تربيت عرفاني نيازمند ظرفيت ويژهاي است که تنها برخي از خواص را ياراي تحمل آن است، از داستان خضر و موسي٨ شاهد آورد. هنگامي که موسي بن عمران٧ از جناب خضر٧ در خواست همراهي و بهرهگيري از تربيت عرفاني ايشان ميکند، با اين پاسخ از سوي ايشان مواجه ميشود که تو را ياراي همراهي با من نيست:[٢٨٣]
Gإِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراًF؛[٢٨٤]
همانا تو نميتواني در کنار من صبر کني.
٣-٢. مرشدمحور در تربيت عرفاني
اين موضوع از اصول اساسي تربيت عرفاني به شمار ميرود و تأکيد دارد که در تربيت، لزوماً مراقبت و عنايت يک استاد يا شيخ ضروري است. وجود شيخ يا استاد در هر نوع تربيتي لازم است؛ مثلاً در تربيت اخلاقي، جسمي و ذهني به استاد نياز است. در تربيت اخلاقي، استاد به موعظه و پند ميپردازد و راهکارهايي ارائه ميکند؛ اما در تربيت عرفانيِ هر شخص، به دليل باطني بودن سلوک عرفاني، وجود استاد و پير الزامي است و اين موضوع از پيچيدگي مراحل و دروني بودن سير در تربيت عرفاني نيز سرچشمه ميگيرد.[٢٨٥]
٤-٢. توالي و ترتب در تربيت عرفاني
با توجه به مراحل مقامات و منازل _ که در عرفان وجود دارد _ به تبع از اين ترتب و توالي در تربيت عرفاني نيز بايد به تربيت مراحل پايبند بود. تا وقتي وارد يک مرحله نشديم،
[٢٨٣]. «بررسي مقايسهاي اصول تربيت اخلاقي و تربيت عرفاني»، ص٤٩.
[٢٨٤]. سوره کهف، آيه ٦٧.
[٢٨٥]. «بررسي مقايسهاي اصول تربيت اخلاقي و تربيت عرفاني»، ص٥٢.