علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٧٧
پسر! كفش مرا به من بده! پسر گفت: كفش در پايت است.[٢٣٥]
در مجموع با توجه به آنکه بزرگان اهلسنت مانند نسائي و ابن حبان او را متهم به تدليس نمودهاند، ميتوان گفت قول او حجت نيست.
٢. ارسال
قتاده از جمله كساني است كه بسياري از احاديث را به صورت مرسل و مرفوع ذكر كرده است؛ شاگردان وي به سبب اعتماد به حافظه قوي و شدت حفظ و ضبط وي، اسناد احاديث را از او نميپرسيدند.
مَعْمر ميگويد:
ما نوجوان بوديم كه در درس قتاده شركت ميكرديم. از او سند احاديث را ميخواستيم. او ميگفت: ساكت! سند در كنارش است. ابوالخطاب [اشاره به خود] سند است و بدين ترتيب، ما را از در خواست سند منصرف ميكرد.[٢٣٦]
افزون بر اين، او بدون واسطه از محدثاني روايت نقل ميكند كه با آنان ملاقاتي نداشته و چيزي از آنها نشنيده است.
ابنحزم اندلسي (م٤٥٦ق) گفته است:
قتاده حتي يک كلمه از عبدالله بن عمرو بن عاص نشنيده و با او ملاقاتي نيز نداشته است.[٢٣٧]
ابيداوود سجستاني (م٢٧٥ق) در سنن خود ميگويد:
قتاده از عروه هيچ حديثي نشنيده است.[٢٣٨]
عمرو بن علاء گفته است:
قتاده از هيچ چيز فروگذار نميكرد و از هر كسي روايت ميكرده است.[٢٣٩]
اسماعيل بن ابيخالد از شعبي ميپرسد: آيا قتاده را ديدهاي؟ شعبي ميگويد: آري! او را
[٢٣٥]. سير اعلام النبلاء، ج٥، ص٢٧٩.
[٢٣٦]. الطبقات الكبري، ج٧، ص٢٣٠.
[٢٣٧]. المُحلّي، ج٩، ص١٠٣.
[٢٣٨]. سنن ابيداود، ج١، ص٩٦.
[٢٣٩]. الحد الفاصل، ص٤١٧.