علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٧٦
نقدهاي وارد بر قتاده
حديثشناسان متأخر در «علم رجال حديث» اصول و ضوابطي را پديد آوردهاند كه بر پايه آنها درباره راويان احاديث و اخبار پيامبر اسلام٦ و ائمه: داوري ميکنند و صحت و سقم سخنان آنان را روشن ميگردانند؛ يعني با توجه به اصول و ضوابط رجالي، يا به آنان اعتماد ميکنند و رواياتشان را ميپذيرند و يا با استناد به قواعد جرح رجال درباره آنان ابراز بياعتمادي نموده و به منقولاتشان اعتنا نميكنند. در علم درايه و حديثشناسي اين عمل را اصطلاحاً «جرح و تعديل» مينامند.[٢٣٠]
اگرچه محدثان شيعه با محدثان اهل سنت در ضوابط جرح و تعديل اختلاف نظرهايي دارند، اما با مقايسه ديدگاه هر دو گروه ميتوان به قدر مشترکي از اين ضوابط مانند گويا بودن، مستند و مستدل بودن، پرهيز از تعصبات فرقهاي و حزبي و توجه به اقوال و پرهيز از يکسونگري[٢٣١]دست يافت که دستکم از بُعد نظري مورد پذيرش فريقين است.
در ذيل با توجه به اين ضوابط به بيان نقدهاي وارد بر قتاده ميپردازيم:
١. تدليس
دانشمندان و محدثان اهل سنت نسبت به قتاده موضعگيريهاي مختلفي دارند. عدهاي او را ثقه و قولش را حجت و عدهاي نيز او را متهم به تدليس ميدانند؛ چنانکه اكثر محدثان اهل سنت مانند نسائي (م٣٠٣ق) و ابنحبان، او را به تدليس متهم ميكنند.[٢٣٢]
زركلي در الأعلام ميگويد:
قتاده گاهي در حديث تدليس ميورزيد.[٢٣٣]
سمعاني (م٥٦٢ق) گفته است: «او مدلِّس بود».[٢٣٤]
چهبسا سخن خالد
مويّد اين ديدگاه در باره وي باشد. خالد بن
قيس از قول
قتاده ميگويد:
من هيچ وقت چيزي را فراموش نكردهام! آنگاه به پسري كه همراهش بود گفت:
[٢٣٠]. آيين جرح و تعديل رجال تاريخ، ص١٠١.
[٢٣١]. همان، ص١٢٠ – ١٢٥.
[٢٣٢]. تهذيب التهذيب، ج٨، ص٣١٨.
[٢٣٣]. الاعلام، ج٥، ص١٨٩.
[٢٣٤]. الانساب، ج٣، ص٢٣٦.