علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٧٣
مَعْمر نقل ميكند:
از قتاده شنيدم كه ميگفت: هيچ آيهاي از قرآن نيست، مگر اينكه چيزي در باره آن شنيدهام.[٢١٧]
ابوهلال ميگويد:
به قتاده گفته شد: آيا هرچه را كه از تو ميشنويم بنويسيم؟ قتاده گفت: چه چيز مانع ميشود که ننويسي؟ حال آنكه خداي عليم و حكيم تو را خبر داده به اينكه مينويسد؛ آنجا كه ميفرمايد: Gعِلْمُها عِندَ رَبّي في كتابٍF؛ «علم آن (قيامت) در نزد پروردگارم در كتابي محفوظ است.» (طه : ٥٢)
و شنيدم كه ميگفت:
حفظ كردن مطالب در دوران كودكي مانند نقش روي سنگ است.[٢١٨]
او در علوم عربي، شناخت واژگان غريب، تاريخ روزهاي عرب و نسبشناسي سرشناس روزگار خود بود تا جايي كه ابوعمربن علاء وي را نسبشناسترين مردم ميدانست.[٢١٩]
تأليفات
مورخان براي قتاده چهار كتاب ذكر كردهاند كه ظاهراً تنها يک اثر از او باقي مانده است. اسامي كتب وي عبارتاند از:
١. الناسخ و المنسوخ في كتاب الله؛ تنها کتاب موجود وي که در سال ١٤٠٩ق از سوي دانشگاه بغداد، با تحقيق دكتر حاتم صالح الضامن چاپ و منتشر شد و محقق، آن را قديميترين كتاب در ناسخ و منسوخ قرآن ميداند.[٢٢٠]
٢. التفسير؛ به گفته محققِ الناسخ و المنسوخ، داوودي در طبقات المفسرين[٢٢١] اين كتاب را به روايت شيبان بن عبدالرحمن تميمي ذكر كرده است.
٣. كتاب المناسک؛ اين كتاب به روايت سعيد بن ابيعروبه بوده است. يک نسخه از جزء اول آن در كتابخانه ظاهريه وجود دارد.[٢٢٢]
[٢١٧]. الطبقات الكبري، ج٧، ص٢٣٠.
[٢١٨]. سير اعلام النبلاء، ج٥، ص٢٧٥ و ٢٧٦.
[٢١٩]. همان، ص٢٧٧.
[٢٢٠]. الناسخ و المنسوخ، ص٢١.
[٢٢١]. طبقات المفسرين، ج٢، ص٤٣.
[٢٢٢]. تاريخ التراث العربي، ج١، ص٥٧.