علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٥٥

همراه با آرامش مشاهده مي‌شود که از درايت منتج مي‌شود؛ البته نه به اين معنا که از کم به زياد برسد، بلکه از همان ابتدا در يک حالت يکنواخت بدون کم يا زياد شدن هيجاني باقي مانده و پيش مي‌رود. اين مطلب مهم از سبک و سياق فرمان حضرت علي٧ در نامه ٥٣ نيز قابل اثبات است؛ چرا که کارگزار امور رعيت نمي‌تواند به صورت هيجان‌زده، ناگهان نسبت به مردم محبتي داشته باشد و پس از مدتي بر مبناي سير طبيعي فيزيک انسان، هيجانات فروکش کنند و او تهي از احساس قبل باشد. حالات دفعي نيازمند علت يا عللي هستند که آنها را ايجاد مي‌کند و پس از اضمحلال علل، اين حالات نيز از بين مي‌روند. در برخي امور از آسيب‌هاي مختلف نيز در امان نيستند؛ مانند زايل شدن عقل يا پيش افتادن بر پيشواي معصوم٧ و... که در طول تاريخ، شواهد و مصاديق گوناگوني برايشان مي‌توان يافت. در حالات تدريجي به قولي همراه با آهسته و پيوسته رفتن بدون تغيير در کميّت و کيفيت است. يک حاکم متقي بايد هميشه نسبت به رعيتش با محبت و مهربان باشد؛ Gوَ جَعَلْنا فِي‌ قُلُوبِالَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةًF[١٣٨].

نکته اين‌که وجد و قلب، شرايطي خاص مي‌طلبند؛ مانند وجود حرف اضافه عَلي. گاهي تنها براي بيان نوع حالتي مانند درد در کنار هم قرار مي‌گيرند؛ مانند: «إذا وجَدَ أَحَدُكم على قلبه‌ طَخاءً فليأْكل السَّفَرْجَلَ»[١٣٩]؛ گاهي نيز به امري هيجاني اشاره دارند که نشان از هيجان‌زدگي يا دفعي بودن حالت است که بسته به علت ايجاد اين حالت، يا پسنديده يا نکوهيده است؛ مانند: «مَنْ وَجَدَ مِنْكُمْ بَرْدَ حُبِّنَا عَلَى قَلْبِهِ‌ فَلْيَحْمَدِ اللَّهَ عَلَى أُولَى النِّعَمِ».

در شواهد متني فوق نيز ترکيب وجد و قلب در حال اشاره به امور پسنديده _ يعني حب ائمه: _ مشاهده مي‌شوند.

حال مي‌توان چنين نتيجه گرفت که چرا در نگاه حضرت علي٧ يک حاکم بايد هميشه و به صورت يکنواخت، لطف و محبت خود را نثار مردمش کند که نشانه‌اي از داشتن
١. قلبي سليم: Gإِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ‌ بِقَلْبٍ‌ سَلِيمٍF[١٤٠]؛ ٢. آرامش: Gهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي‌ قُلُوبِ‌ الْمُؤْمِنِينَF[١٤١] و ٣. درايت و هدايت: Gوَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّكَ


[١٣٨]. سوره حديد، آيه ٢٧.

[١٣٩]. مرآة العقول، ج٢٢، ص١٩٩.

[١٤٠]. سوره شعراء، آيه ٨٩.

[١٤١]. سوره فتح، آيه ٤.