علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٤٦
«أشعر قلبک الرحمة للرعية» از دو منظر يادشده مورد بررسي قرار گرفته که به کشف بهتر اعجاز اين کلام منجر شود.
مفردات
إشعار
واژه «شعر»به دو اصل بازميگردد: ١. پايداري، ٢. دانستن و نشانه.[٩٢] اين ريشه در معاني گوناگوني همچون مو، پوشش چسبيده به تن، نشانه و در نهايت به معناي درک کردن، دانستن و با عقل فهميدن نيز منظور شده است.[٩٣] به طور مشخص، اصل اول و نيز معاني مثل مو، درک کردن و... مورد نظر نيستند. از اينرو براي دستيابي به دلالت ريشه، بررسي بيشتر ضروري مينمايد.
معناشناسي
در اين بخش، دايره مترادفات، ترجمهها، شروح و نيز کاربردهاي حديثي مورد بررسي قرار ميگيرند.
دايره معنايي مترادفات ريشه
براي کشف علل گزينش ريشه شعر از بين مترادفاتش، اولين مرحله اين است که مترادفات اين ريشه شناسايي شوند. براي اين ريشه، مترادفاتي مانند حس، علم، ادراک و وجدان را ميتوان نام برد.
از نظر عسکري،
شعور، آگاهي است که با دقت، لطافت و نازکبيني _ مانند نازکي
مو _ همراه است. علت ناميده شدن سُراينده شعر به شاعر نيز اين
است که معاني لطيف
را با نازکبيني به قافيه درميآورد. همچنين علت ناميدن
جو به شعير نيز به دليل
پوسته نازک آن است.[٩٤] همراهي
دقت، لطافت و نازکبيني از جمله وجوه متمايز ريشه
شعر از ديگر مترادفاتش است. ضمن اينکه در «شعر»، به سبب مشاعر و حواس
کسب
علم ميشود.[٩٥]
[٩٢]. معجم المقاييس اللغة، ج٣، ص١٩٣.
[٩٣]. كتاب العين، ص٢٥٠.
[٩٤]. الفروق في اللغة، ص٧٤.
[٩٥]. همان.