علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٣٢
مقدمه
فاصله گرفتن از
فضاي حاکم و عرف محدثان گذشته و رويه آنان سبب شده
برخي قضاوتهاي عجولانه و بررسيهاي سطحي، از ارزش
و اعتبار کتب حديثي بکاهد.
از اين رو بيان روش، دقت و سختگيري آنان در اخذ
حديث و مسائل پيراموني آن،
سبب تقويت اعتبار اين کتب و در نتيجه افزايش اعتماد به
ميراث بر جاي مانده از ائمه:
است. نوشته پيش رو با بررسي اجمالي شخصيت و روايات
ابوالخطاب _ که در
غلو و دروغگويي مشهور بوده است _ نشان ميدهد روايات
وي در کتب اربعه _ به تصريح دو تن از شاگردان ثقه امام صادق٧[٦٣] _ پيش از
تغيير عقيده و در زماني بوده که وي فردي موثق
به شمار ميآمده است. افزون بر اينکه از وي تنها يک
روايت در باب حلال و حرام و مسائل فقهي نقل شده و آن هم به عنوان
مويّد روايات پيشين است و در روايات باب، نقش
اساسي ندارد و روايات ديگر وي نيز با اصول و آموزههاي
تشيّع در تضادّ نيست. درباره شخصيّت و عقايد وي کتب
و مقالاتي نوشته شده، اما هيچيک به تفصيل وارد بحث
روايات و نشان دادن نقش آنها در ابواب گوناگون و مغايرت نداشتن آنها
با آموزههاي ديني نشده است.[٦٤]
ابوالخطاب در کتب رجال
در رجال شيخ در بخش معرّفي اصحاب امام صادق٧ آمده است:
محمد بن مقلاس أسدي کوفي ابوالخطاب، ملعون و غالي است کنيهاش مقلاس، ابوزينب، بزاز و براد است.[٦٥]
در رجال کشي به صورت گسترده به بيان انديشه و سخنان ائمه:: درباره اين شخصيت پرداخته که مرحوم آيتالله خويي پس از جمعبندي اين احاديث به سه بخش عمده و ذکر آنها آورده است:
و المتحصل من هذه الروايات أن محمد بن أبي زينب كان رجلاً، ضالاً مضلاً، فاسد العقيدة، و أن بعض هذه الروايات و إن كانت ضعيفة السند إلا أن في الصحيح منها
[٦٣]. نک: الکافي، ج٥، ص١٥٠، ح١٣ و ج٨، ص٣٠٤، ح٤٧١.
[٦٤]. براي مثال، نک: «شخصيتشناسي ابوالخطاب».
[٦٥]. رجال طوسي، ص٢٩٦، ش٣٤٦.