علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٢٤
الله في ظلل من الغمام و الملائکة»؛[٥٦] يعني امر پروردگار در سايههايي از ابرها و فرشتگان پايين ميآيد.
وي مباني تصحيح و تضعيف شيعه را اينگونه برشمرده است:
١. دروغگو هم گاهي راست ميگويد.
٢. عمل متقدّمان موجب تصحيح حديث ضعيف است.
٣. روايت صحيحي که مورد عمل قدما نباشد، تضعيف ميشود.
٤. روايت ضعيف، با شهرت، تصحيح ميشود.
٥. روايت ضعيفي که معارض نداشته باشد، تصحيح ميشود.
٦. روايت ضعيفي که اصحاب، آن را رد نکرده باشند، تصحيح ميشود.
٧. روايت ضعيفي که فقها نقل کرده باشند، تصحيح ميشود.
٨. روايت ضعيفي که مناسب اصول مذهب باشد، تصحيح ميشود.
٩. روايت ضعيفي که مورد آن قابل مسامحه باشد، تصحيح ميشود.
١٠. روايت ضعيفي که مورد فتواي فقها قرار گرفته باشد، تصحيح ميشود.
١١. روايت ضعيفي که موافق ذوق باشد، تصحيح ميشود.
١٢. روايت ضعيفي که طرق متعدد داشته باشد، تصحيح ميشود.
١٣. روايت ضعيفي که نجاشي به صحّت آن شهادت دهد، تصحيح ميشود.
او در هيچيک از اين موارد به استدلالات شيعه نميپردازد؛ بلکه هرکدام از اين مباني را يا در قالب نقل ناتمام _ حدوداً _ دو خطي آورده يا گزارش دو _ سه خطي غيرمستند به مدارک شيعه ارائه ميکند. دقّت نکردن وي در کلمات علماي تشيّع، موجب شده تصحيح روايت بر اساس فتواي فقها، عمل اصحاب، شهرت، وجود در کتب فقها و عدم رد اصحاب را _ که همه داراي يک مَنشأ است _ اموري کاملاً مستقل از يکديگر به شمار آورَد.
نويسنده، روايت «عبدي اطعني اجعلک مثلي»[٥٧] را _ که در منابع ضعيف شيعي آمده _ دال بر شرک شيعه ميداند و هيچ تحليل و تفسيري از علماي شيعه نسبت به اين روايت نميآورد. او به امام خميني; نسبت ميدهد که قائل به تشابه صورت خداوند به صورت يک زن است و مستند سخن خويش را اين جمله امام١ قرار ميدهد:
[٥٦]. تفسير القمي، ج٢، ص٧٧.
[٥٧]. مشارق انوار اليقين، ص١٠٠.