علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١١٠
تأثيرگذاري آن در آثار حديثي بررسي شده است.
گفتار اول به موضوع اخباريگري اختصاص دارد. قرنهاي يازدهم و دوازدهم، دوره رشد و شکوفايي حديث و علوم وابسته به آن در حويزه است. اين تحوّل همزمان با شکلگيري تفکر اخباريگري در ايران است. نگارنده قرائني ارائه کرده که با در کنار هم قرار دادن همه آنها، رواج تفکر اخباريگري در ميان عالمان حويزه در دوره مشعشعيان بهصورت اجمالي به اثبات ميرسد.
در گفتار دوم از گرايش
به تصوّف در ميان حاکمان و عالمان مشعشعي بحث شده
است. نشانههايي در گفتار و رفتار عالمان و حاکمان مشعشعي ارائه
شده که بر اين جريان دلالت دارد. ممکن است اين جريان متأثر
از رواج صوفيگري در ايران باشد. به هر حال، تصوف جرياني
فکري و فرهنگي است که تأثير آن در برخي از آثار حديثي
عالمان حويزه مشاهده ميشود.
گفتار سوم به جريان انحرافات فکري و اعتقادي در حويزه پرداخته است. يکي از تفکرات انحرافي در ميان مشعشعيان، ادعاي مهدويت است. آغاز حرکت مشعشعيان با ادعاي مهدويت توسط سيد محمد بن فلاح الموسوي المشعشعي همراه بود. ادعاي تناسخ و حلول روح اميرمؤمنان٧ در فرزند سيد محمد مشعشعي؛ يعني سيد علي بن محمد، از ديگر انحرافات مشعشعيان است که منجر به تخريب مرقد امامان شيعه در نجف و کربلا شد. گزارشهايي نيز دال بر ادعاي الوهيت درباره برخي از مشعشعيان وجود دارد.
خوشبختانه، گرايشهاي فکري منحرف مانند غلو، ادعاي مهدويت، الوهيت و تناسخ تأثيري در آثار توليد شده در حويزه نداشته است؛ چراکه رواج اين تفکرات مربوط به زماني است که حرکت علمي در حويزه شکل نگرفته و مشعشعيان در حال استقرار حکومت و تثبيت و گسترش قلمرو حکومت خود بودند.
نتيجهگيري
نگارنده در نتيجهگيري پاياني به جمعبندي مطالب ارائه شده پرداخته و با تأکيد بر شناسايي حدود شصت اثر حديثي و علوم حديثي در بستر حکومت مشعشعيان، بر تأثير کمرنگ انحرافات فکري موجود در ميان مشعشعيان در آثار حديثي عالمان منطقه تأکيد کرده است.