١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٢ - کاوشی در گسترۀ نقل نخستین مکتوبات حدیثی امامیّه

تصریح می‌کند که کتاب حسن بن محمد صفّار بصری، مشهور نیست.[١] از این قرینه به روشنی برداشت می‌شود که بقیه کتب مذکور در الفهرست وی از اشتهار نسبی برخوردار بوده و عدم شهرت کتب، امری بسیار غریب و نادر بوده است که او فقط به‌گاهِ سخن از یک کتاب خاص، متذکّر این مطلب شده و آن تألیف را از دایرۀ عمومی شهرت و تداول خارج می‌سازد.

بررسی آماری تصریحات به تعدّد طرق در فهرست النجاشی

یکی از بهترین راه‌ها برای یافتن میزان رواج طرق متعدد در کتب پیشینیان، بررسی آماری تصریحات به تعدّد طرق در فهرست النجاشی است. نجاشی در الفهرست خود، تعبیرات متعددی را برای حکایت از کثرت طرق کتب به‌کار گرفته است که برخی از آنها پرتکرار و برخی به صورت خاص‌تر استعمال شده‌اند. در این بین، عبارتِ «یرویه جماعة»، سپس «یرویه عنه جماعة» و پس از آن، «یرویه عدّة من اصحابنا» بیشترین کاربرد را دارند.

در نخستین مرتبه، شاید به نظر برسد که عباراتی مانند: «یرویه جماعة» یا «یرویه عدّة»، به جهت عدم وجود لفظ «عنه» _ که اشاره به نقل مستقیم از مؤلف دارد _ صراحتی در تعدّد طرق، در طبقه پس از مؤلّف ندارد، ولی با توجه به شواهد فراوان در فهرست النجاشی روشن می‌شود که بود یا نبود «عنه» تأثیری در طبقۀ نقل کتاب ندارد و در هر دو صورت، منظور نجاشی نقل مستقیم از مؤلف اثر بوده است؛ به عنوان نمونه، نجاشی به‌گاهِ سخن از خلاد السدی البزاز، اشاره می‌کند :«له کتاب یرویه عدّة، منهم ابن أبی عمیر». سپس به بیان طریق کتاب می‌پردازد که در طریق مذکور، ابن ابی عمیر راوی مستقیم از مؤلف است. لذا عدّه مورد نظر _ که ابن ابی عمیر هم جزئی از آنها است _ نیز همگی در نقل مستقیم از مؤلف با او مشترک‌اند که نجاشی به جهت رویۀ اختصار طرق، از بیان طریق آنها خودداری کرده است.[٢] ‌نجاشی در موارد بسیار دیگری نیز، همین‌گونه عمل کرده است.[٣]

سید محمد علی موحد ابطحی در شرح خود بر فهرست النجاشی، تلاشی در استقصای تصریحات نجاشی به کثرت طرق کتاب‌ها داشته و موارد آن را بیش از ١٦٠ مورد برشمرده است.[٤]اما با جست ‌و جوی بیشتر مشخص گردید که نجاشی در مجموع، در حدود


[١].‌ همان،‌ ش١٠١. ‌

[٢].‌ همان،‌ ش٤٠٥. ‌

[٣].‌ برای تفصیل بیشتر، ر. ‌ک: «بررسی تعدد طرق کتب اصحاب ائمه با تأکید بر تألیفات مربوط به امامت»،
ص٧٣- ٧٧.‌

[٤].‌ وی سپس با ذکر برخی از تصریحات نجاشی و عبارات صدوق در مقدمه الفقیه این طور نتیجه می‌گیرد که غرض از ذکر طرق در فهارس،‌ اثبات (صحت انتساب) کتب نبوده است؛‌ چرا که اکثر این کتاب‌ها مانند کتب اربعه در عصر ما مشهور بودند (تهذیب المقال فی تنقیح کتاب الرجال الشیخ أبی العباس احمد النجاشی،‌ ج١،‌ ص٧٩‌).