علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٠٥ - بررسی روایات «احرف سبعه» در میراث روایی إمامیه
بن ولید»، ثقه و جلیل القدر،[١] «محمد بن حسن صفار»، ثقة و عظیم القدر،[٢] «عباس
بن معروف»، ثقه[٣] و «حماد بن عثمان» نیز توثیق شده است. اگر چه نام حماد بن
عثمان بین «حماد بن عثمان ناب» و «حماد بن عثمان بن بن عمرو بن خالد فزاری» مشترک است، لکن هر دو در کتب رجال توثیق شدهاند.[٤] البته آیةالله خویی بر این باور است که هر دو یک نفر هستند. حال رجالی «محمد بن یحیی صیرفی» روشن نیست. شیخ طوسی وی را در الفهرست صاحب کتاب ذکر کرده است.[٥] لذا این روایت مجهول و ضعیف به شمار میآید.
از سوی دیگر، این روایت تنها در کتاب الخصال به صورت مسند نقل شده است. در منابع متقدم دیگر نیز تنها در تفسیر العیاشی است که به صورت مرسل به ما رسیده است؛ زیرا تنها نام حماد بن عثمان ذکر شده و نام راویان دیگر، از اول سند تا حماد، ذکر نشده است.[٦] از این رو، این روایت در تفسیر العیاشی از روایات معضل بوده و بر این اساس، ضعیف ارزیابی میشود.
همچنین، شیخ صدوق این روایت را در کتاب الخصال نقل کرده که در مقدمه آن، انگیزهاش را از تألیف این کتاب نقل روایات اعداد و خصال ذکر کرده و اشارهای به صحت این روایات نکرده، بلکه هدفش فقط نقل روایات مشتمل بر خصال و اعداد بوده است. بر این اساس، روایت مذکور را نیز نقل کرده است.[٧] نکته دیگر، این که این روایت در دیگر آثار بر جای مانده از شیخ صدوق نقل نشده و تنها در الخصال ذکر شده است. لذا دارای امتیاز کثرت نقل در کتب دیگر وی نیست. به لحاظ نقد محتوایی نیز به نظر میرسد که شیخ صدوق این روایت را صحیح ندانسته است؛ زیرا آنجا که اعتقادات امامیه را بیان میکند، روایتی از امام صادق٧ شبیه صحیحه زراره از امام باقر٧ در الکافی «إِنَّ الْقُرْآنَ وَاحِدٌ، نَزَلَ مِنْ عِنْدِ وَاحِدٍ، وَ لَكِنَّ الِاخْتِلَافَ یَجِیءُ مِنْ قِبَلِ الرُّوَاةِ»، چنین نقل میکند که
[١]. رجال النجاشی، ص٣٨٣؛ فهرست الطوسی، ص٤٤٢.
[٢]. رجال النجاشی، ص٥٤؛ رجال ابن داود، ص٣٠٧؛ خلاصة الاقوال، ص١٥٧.
[٣]. رجالالنجاشی، ص٢٨١؛ رجال الطوسی، ص٣٦١؛ خلاصة الاقوال، ص١١٨.
[٤]. رجال الکشی، ص٣٧٥؛ رجال النجاشی، ص١٤٣؛ فهرست الطوسی، ص٦١؛ خلاصة الاقوال، ص٥٦؛ معجم رجال الحدیث، ج٦، ص٢١٣- ٢١٥.
[٥]. فهرست الطوسی، ص١٤٨.
[٦]. تفسیر العیاشی، ج١، ص١٢.
[٧]. الخصال، ج١، ص١.