علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٥ - نقد مقاله «مقایسه نگرش شیعه به داستان قربانی ابراهیم
محسوب کرده است، به دلیل عدم وجود ذی نفع از شایستگی، منتفی میداند و روایتی در این باب ذکر نمینماید.
بنا بر بیان فایرستون، آنچه بیشترین اهمیت را در این مقاله دارد، دیدگاه متفاوت شیعه در این مسأله است. وی تحت عنوان «نمونههای شیعی»، ابتدا بر مبنای برتری نسب و نژاد، به معرفی شیعه پرداخته است و در این ضمن، اولاً، قایل به وجود اختلاف در روش ائمه شده است و ثانیاً، هدف از قیام امام حسین٧ را ادعای حق خلافت معرفی کرده است، و سپس دو نمونه از روایات شیعی را ذکر میکند و از آنها چنین نتیجه میگیرد که در شیعه دو رویکرد وجود دارد: رویکرد شیعه نخستین _ که قرابت تاریخی بیشتری با عصر پیامبر٦ و صحابه دارد _ ذبیح را اسحاق٧ میداند، لکن رویکرد شیعه متأخر، ذبیح را به اسماعیل٧ تفسیر و داستان شهادت امام حسین٧ را جایگزین آن در اسلام خوانده است.
وی ادعا میکند که ارتباط اسحاق٧ با حج اسلامی مختص شیعه است و به
بیان انگیزههایی در این زمینه میپردازد؛ از جمله: تدارک نژاد موحدی برای مرکز دینی مکه، ارتباط منطقی قربانی شدن حضرت اسحاق٧ در حومه مکه با مراسم حج، تقیه به دلیل شکنجه و آزار و اذیت شیعه به وسیله اهل سنّت، کمک به تشدید شکلگیری یک جنبش غیرعرب.
همچنین، به عنوان روایت دوم شیعه، روایتی در باب فضیلت جزع بر سیدالشهداء٧ را مطرح مینماید و آن را روایت مشهور شیعه از ذبیح بودن حضرت اسماعیل٧ مینامد، که در آن ماهیت رهاییبخش اندوه حضرت ابراهیم٧ برای شهادت امام حسین٧ با ماهیت رهاییبخش ذبح عظیم مطابقت دارد. فایرستون این روایت را ابداع ابن بابویه در قرن دهم میلادی معرفی میکند و مدعی میشود که نفوذ و حاکمیت روایت قربانی شدن حضرت اسماعیل٧ و فراموش شدن روایت حضرت اسحاق٧، باور نادرستی که روایت اسحاق٧ را با شکنجه شیعه از سوی خلفای سنّی مرتبط میساخت، از بین برد، و لذا این تفسیر ابداعی برای پر کردن خلأ ایجاد شده، رشد کرد.
سرانجام، نویسنده، با توجه به این که یهودیان به دلیل ورثه اسحاق٧ بودن و مسیحیان به دلیل ورثه روحانی آن حضرت بودن، خود را ذی نفع از شایستگی موجود در ذبیح میدانند، و شیعیان نیز ورثه روحانی سید الشهداء٧ هستند، مذهب تشیع را به مسیحیت و تسنّن را به یهودیت، تشبیه میکند، چرا که از نظر وی توحید ناب از سوی