علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤٨ - نقد مقاله «مقایسه نگرش شیعه به داستان قربانی ابراهیم
اسماعیل٧ است.[١]
لکن قایلین به ذبیح بودن اسحاق٧ این مقدمه را دال بر ادعای خویش میدانند، زیرا منظور حضرت ابراهیم٧ از «إنِّیِ ذَاهِبٌ إِلَی رَبِّیِ سَیهْدِینِِِ» مهاجرت به شام است، و درخواست فرزند نیز برای زمان حال است. سپس خدای تعالی میفرماید: «فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلامٍ حَلِیمٍ»، لذا این غلام نمیتواند کسی جز اسحاق٧ باشد؛ چرا که در موقع مهاجرت به شام، ساره همراه ابراهیم٧ بود و از هاجر خبری نبود، و در ادامه آمده: «فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْی» که اقتضا میکند این غلامی که به حد سعی رسیده، همان غلامی باشد که در شام متولد شده است. [٢]
در حالی که آن حضرت خواسته خویش را با لفظ «رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ» بیان نمود. پس تنها از خدا فرزند خواست، و تعیین نفرمود كه این فرزند از ساره روزی گردد، تا بشارت بعد از این دعا بشارت بر ولادت اسحاق٧ از ساره باشد.[٣]
١. سیاق آیات به گونهای است که نمیتوان جز اسماعیل٧ را به عنوان ذبیح پذیرفت.[٤] و اگر چه برخی قایل شدهاند که «وَ بَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِیا مِنَ الصَّالِحِینَ»، دلالت دارد بر این که وجود حضرت اسحاق٧ به صورت پیامبری از صالحان خواهد بود، و این بشارت را از آن جهت به دنبال قصه ذبح ذکر نمود که او را به نبوت به خاطر تحمل شداید، بشارت دهد، [٥]و لذا بشارت اول به وجود است و بشارت دوم به نبوت بعد از ذبح، لکن این سخن ضعیفی است؛ چرا که علاوه بر دلایل فوق، نظم آیات نیز دلالت ندارد بر این که بشارت تنها به نبوت اسحاق٧ باشد، بلکه بشارت به امری است که مقید به نبوت است. اگر «وجود اسحاق بعد از ذبح» تقدیر گرفته شود، دلالتی بر آن در لفظ نیست و اگر «وجود مطلق» در تقدیر باشد، یعنی «وَ بَشَّرْنَاهُ بِوُجُودِ إسْحَاقَ نَبِیاً مِنَ الصَّالِحِینَ»، این مطلوب است. پس ابتلای ابراهیم٧ به ذبح او جایز نیست؛ زیرا وی میداند که شرط وقوع این
٢.
[١]. مفاتیح الغیب، ج٢٦، ص٣٤٧.
[٢]. جامع البیان، ج٢٣، ص٥٤- ٥٥؛ تاریخ الرسل و الملوک، ج١، ص٢٧٠- ٢٧١؛ الکشاف، ج٤، ص٥٧؛ مفاتیح الغیب، ج٢٦، ص٣٤٧- ٣٤٨؛ البحر المحیط، ج٩، ص١١٩- ١٢٠؛ روح المعانی، ج١٢، ص١٢٨.
[٣]. المیزان، ج٧، ص٢٣٣.
[٤]. التبیان، ج٨، ص٥١٨؛ روض الجنان، ج١٦، ص٢١٢؛ مجمع البیان، ج٨، ص٧٠٧؛ روح المعانی، ج١٢، ص١٢٨؛ المیزان، ج٧، ص٢٣٢ (نویسنده در متن مقاله به این مورد اشاره دارد).
[٥]. جامع البیان، ج٢٣، ص٥٤- ٥٥؛ الکشاف، ج٤، ص٥٧؛ مفاتیح الغیب، ج٢٦، ص٣٤٧- ٣٤٨؛ البحر المحیط، ج٩، ص١١٩- ١٢٠؛ روح المعانی، ج١٢، ص١٢٨.