علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٠٨ - بررسی روایات «احرف سبعه» در میراث روایی إمامیه
الظاهر و الباطن و المحكم و المتشابه»، بحرانی (م١١٠٧ق) در مقدمه تفسیر خویش، این روایت را در باب «فی أن القرآن له ظهر و بطن و عام و خاص و محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ و النبی و أهل بیته: یعلمون ذلك، و هم الراسخون فی العلم» و علامه مجلسی (م١١١٠ق) آن را در بحار الأنوار، در باب «أن للقرآن ظهراً و بطناً، و أن علم كل شیء فی القرآن، و أن علم ذلك كله عند الأئمة:، و لا یعلمه غیرهم إلا بتعلیمهم» نقل کردهاند.[١] ذکر این روایت در ابواب مذکور، بیانگر این است که عیاشی، بحرانی و مجلسی روایت مذکور را ناظر به مسأله بطون قرآن دانستهاند.
ب. مؤید دیگر بر این دیدگاه، روایتی از صفار (م٢٩٠ق) در بصائرالدرجات است که به اسناد خویش از زراره، از امام باقر٧ روایت کرده که حضرت فرمود:
تَفْسِیرُ الْقُرْآنِ عَلَی سَبْعَةِ أَحرُف مِنْهُ مَا كَانَ وَ مِنْهُ مَا لَمْ یَكُنْ بَعْدُ ذلکَ تَعْرِفُهُ الْأَئِمَّةُ:.
ناگفته نماند که برخی از بزرگان امامیه روایت مذکور را به نقل از بصائر الدرجات،
با اندکی اختلاف به صورت «سبعة أوجه» نقل کردهاند؛ صفار آن را در باب «فی أن
الأئمة إنهم أعطوا تفسیر القرآن الكریم و التأویل» و علامه مجلسی آن را در باب «أن للقرآن ظهراً و بطناً و أن علم كل شیء فی القرآن، و أن علم ذلك كله عند الأئمة: ...»
نقل کردهاند.[٢]
ج. فیض کاشانی (م١٠٩١ق)، نیز به صراحت این روایت را نص در بطون و تأویلات دانسته است.[٣]
د. شیخ محمدحسن نجفی (م١٢٦٦ق)، علاوه بر احتمال تقیه، با قرینه ذیل روایت «و أدنی ما للإمام أن یفتی علی سبعة وجوه»، مراد از احرف سبعة در این روایت را «بطون قرآن» دانسته است و تصریح میکند:
له أصل. أخبرنا به ابن أبیجید، عن ابن الولید، عن الصفار، عن محمد بن الحسین بن أبی الخطاب، عن جمیل بن صالح.[٤]
این مطلب با روایاتی که بیانگر هفتاد بطن برای قرآن کریم است، منافات ندارد؛ زیرا بطون قرآن نیز بطونی دارد؛ همانگونه که در روایتی آمده که هر بطنی، بطنی دارد تا هفتاد
. [٣٧٩] تفسیر العیاشی، ج١، ص١١؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج١، ص٤٧؛ بحار الأنوار، ج٨٩، ص٧٨.
[١]. بصائر الدرجات، ص١٩٦؛ بحار الأنوار، ج٨٩، ص٩٨.
. [٣٨١] تفسیر الصافی، ج١، ص٦٠.
[٢]. فهرست الطوسی، ش١٥٥.