علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١١ - بررسی روایات «احرف سبعه» در میراث روایی إمامیه
دارد كه مراد از آن جز با توقیف حاصل نشود.[١]
اگر چه شیخ صدوق تصریح نکرده که مراد از روایت نزول قرآن بر سبعة أحرف، لغات کثیره است، لکن با توجه به تصریح وی، «فأما القرآن قد نزل بلغات كثیرة» یکی از احتمالهای قابل توجه در باره دیدگاه شیخ صدوق در باره روایت «نزول قرآن بر سبعة أحرف» این است که او آن روایت را ناظر به «لغات کثیرة» دانسته است. بر این اساس، عدد هفت نیز در اینجا بر مبالغه و کثرت دلالت میکند. البته پیش از شیخ صدوق نیز این دیدگاه از ناحیه برخی از علمای عامه نیز مطرح شده است؛ به عنوان نمونه:
الف. قاسم بن سلام (م٢٢٤ق) روایت «نزل القرآن علی سبعة أحرف كلها كافٍ شافٍ (فاقرأوا كما علمتم)» را ناظر به «سبع لغات من لغات العرب» دانسته و در خصوص معنای این روایت تصریح کرده است:
سبعة أحرف، یعنی سبع لغات من لغات العرب، و لیس معناه أن یكون فی الحرف الواحد سبعة أوجه، هذا لم یسمع به قط، و لكن یقول : هذه اللغات السبع متفرقة فی القرآن، فبعضه نزل بلغة قریش، و بعضه بلغة هذیل، و بعضه بلغة هوازن، و بعضه بلغة أهل الیمن، و كذلك سائر اللغات و معانیها مع هذا كله واحد.[٢]
ب. ابن قتیبة (م٢٧٦ق)، در باره روایت نبوی «نزل القرآن علی سبعة أحرف، كلّها شاف كاف، فاقرؤوا كیف شئتم» تصریح کرده است که:
جز این نیست که تأویل این سخن هفت وجه از لغات متفرق در قرآن کریم است.
وی در ادامه، عبارت «فاقرؤوا كیف شئتم» در آن روایت و نیز روایت معروف عمر و هشام بن حكیم که در آن از رسول خدا٦ روایت کرده که حضرت فرمود: «إنّ هذا القرآن نزل علی سبعة أحرف، فاقرؤوا منه ما تیسّر»[٣] را ناظر به دیدگاه خویش مبنی بر حمل روایت مذکور بر «سبعة أوجه من اللغات متفرّقة فی القرآن» دانسته است.[٤]
ج. بیهقی (م٤٥٨ق) نیز در السنن الكبری در ذیل روایات نزول و قرائت قرآن بر سبعة
[١]. کمال الدین، ج١، ص٩٩ - ١٠٠.
[٢]. غریب الحدیث، ج٣، ص١٥٩- ١٦٢.
[٣]. کتاب الموطأ، ج١، ص٢٠١- ٢٠٢؛ الرسالة، ص٢٧٢- ٢٧٣؛ کتاب المسند، ص٢٣٧؛ صحیح البخاری، ج٣، ص٩٠ و ج٦، ص١٠٠ و ج٨، ص٥٣- ٥٤؛ صحیح مسلم، ج٢، ص٢٠٢- ٢٠٤؛ سنن أبی داود، ج١، ص٣٣١- ٣٣٢.
[٤]. تأویل مشکل القرآن، ص٢٩- ٣٠.