علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٠ - نقد مقاله «مقایسه نگرش شیعه به داستان قربانی ابراهیم
أن الدلیل من القرآن علی صحة الروایة التی رویت عنه٦ أنه قال: «هو إسحاق» أوضح و أبین منه علی صحة الأخری؛
از رسول خدا هر دو قول روایت شده، که اگر یکی از آن دو صحیح بود، به دیگری رجوع نمیکردیم. تنها دلیلی که صحت روایتی که در آن حضرت فرمودند: «اسحاق است» واضحتر و آشکارتر از روایت دیگر میکند، دلیلی از قرآن است.[١]
و همچنین است در دیگر کتابش تفسیر جامع البیان.[٢]
البته نویسنده نه تنها به این موضوع اشاره ندارد، بلکه روند کلام را چنان پیش برده است که گویی اهل سنّت مطلقاً طرفداران نامزد بودن حضرت اسماعیل٧ برای قربانی شدن هستند؛ اگرچه ضمن پرداختن به نظریات اهل سنّت، تحت عنوان «مکتب منطبق بر کتاب مقدس»، از قایلین به ذبیح بودن حضرت اسحاق٧ یاد میکند، اما نه از کسی نام میبرد و نه روایتی را طرح مینماید، بلکه روایات منقول از صحابه در این باب را در زمره اسرائیلیات محسوب کرده است و به دلیل عدم وجود ذی نفع از شایستگی، این مکتب را منتفی میداند، و تنها پس از بیان روایت شیعه از قربانی منتخب بودن حضرت اسحاق٧، در زیرنویس آورده است: «توالی ظهور پیرمرد یا شیطان بر ابراهیم و مادر پسرش، با کمی اختلاف در روایات اهل سنّت هم نقل میشود (طبری...؛ ثعلبی...؛ ابن اثیر...؛ ابن کثیر...)»؛ بدون این که موضع ایشان را مشخص نماید.[٣]
در حالی که در بین اهل سنّت نیز افرادی موافق با نظریه ذبیح بودن حضرت اسحاق٧، علاوه بر طبری، هستند که گاه، حتی قول خویش را علاوه بر روایات متعدد، به دلایلی نیز مستند میسازند. از جمله موافقین این نظریه میتوان به: سمرقندی (قرن ٤)،[٤] ثعلبی (قرن ٥)،[٥] ابن جوزی (قرن ٦)[٦] اشاره نمود که همگی متقدماند.
آری، اگر قرار بر بیان کامل سیر تاریخی نحوه طرح این ماجرا است، انصاف حکم
[١]. تاریخ الرسل و الملوک، ج١، ص٢٦٣.
[٢]. جامع البیان، ج٢٣، ص٤٩.
[٣]. وی پیش از این ثعلبی را جزء منابع روایات ذبیح بودن حضرت اسماعیل٧، در متن مقاله، ذکر نموده، و مخاطب را بدین باور سوق میدهد که از موافقین است.
[٤]. تفسیر سمرقندی، ج٣، ص١٤٧.
[٥]. تفسیر الثعلبی، ج٨، ص١٤٩.
[٦]. المنتظم، ج١، ص٢٧٧- ٢٧٩.