علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤٩ - نقد مقاله «مقایسه نگرش شیعه به داستان قربانی ابراهیم
٣. ذبح منتفی است.[١]
٢. همچنین، قایلین بر ذبیح بودن اسحاق٧ از این که در همه مواضع قرآنی فرزندی که به حضرت ابراهیم٧ بشارت داده شده، اسحاق٧ است، نتیجه گرفتهاند که در این جا نیز _ که نامی از فرزند نیامده _ مانند سایر موارد، مراد اسحاق٧ است و ذبیح نیز فرزندی است که بشارت بر تولد او در آیه «فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلامٍ حَلِیمٍ» آمده است.[٢]
ولی این سخن، قیاس بدون دلیل است، بلكه _ چنان که گفته شد _ دلیل بر خلافش نیز هست. و آن، این که سیاق دلالت دارد بر این که بشارت دوم غیر از بشارت اول است؛ زیرا در این آیات، بعد از ذکر بشارت به غلام حلیم و مسأله ذبح، بشارت به ولادت اسحاق٧ _ همان طور که گذشت _ بیان میشود، لذا پیش از اسحاق٧ بشارت به فرزند دیگری به او داده شده است، كه آن کسی جز اسماعیل٧ نیست.[٣]
لذا با وجود سکوت قرآن از بیان نام قربانی، و روایات فراوانی که حضرت اسحاق٧ را به عنوان ذبیح معرفی مینماید، آیات قرآن مجید، در مجموع، دلالت دارد بر این که قربانی منتخب، حضرت اسماعیل٧ بوده است.
٤-٢-١-٢. انتساب نادرست اقوال
فایرستون در بیان دلایل قایلین به ذبیح بودن حضرت اسماعیل٧ از طبری در تاریخ الرسل و الملوک[٤] نقل میکند:
در جای دیگری از قرآن خداوند فرزندانی را به اسحاق وعده داده است، و لذا اسحاق نمیتواند قربانی منتخب باشد.
و به این طریق طبری را _ که از مشهورترین مفسران و مورخان متقدم (قرن ٤) اهل سنّت است _ در زمره موافقان این قول معرفی مینماید؛ در حالی که وی پیش از بیان این مطلب، در همین کتاب، تصریح دارد بر این که صحت روایات ذبیح بودن حضرت اسحاق٧ از دیگر روایات واضحتر است:
و قد روی عن رسول الله٦ كلا القولین، لو كان فیهما صحیح لم نعدهُ إلی غیره، غیر
[١]. روح المعانی، ج١٢، ص١٢٨.
[٢]. جامع البیان، ج٢٣، ص٥٤.
[٣]. المیزان، ج٧، ص٢٣٤.
[٤]. این کتاب، همان کتاب «تاریخ الأمم و الملوک» مشهور به «تاریخ طبری»، است.