علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٣ - بررسی روایات «احرف سبعه» در میراث روایی إمامیه
اطهار: به آن شناخت دارند. در واقع، در این حدیث نیز منظور از «أحرف»، وجوهی است كه هر آیهای را میتوان بر وفق آن تفسیر كرد و همان است كه در احادیث دیگر از آن به «بطون» تعبیر شده است.[١]
نکته دیگر، این که به نظر میرسد صفار نیز این روایت را ناظر به معانی و بطون قرآن دانسته است؛ زیرا این روایت را در باب «باب فی أن الأئمة إنهم أعطوا تفسیر القرآن الكریم و التأویل» نقل کرده و دیگر این که روایت پیشین این روایت، روایتی از امام باقر٧ در باره ظاهر و باطن قرآن کریم است که فرمود:
ظهره تنزیله و بطنه تأویله منه ما قد مضی و منه ما لم یكن یجری، كما یجری الشمس و القمر، كما جاء تأویل شیء منه یكون علی الأموات، كما یكون علی الأحیاء، قال الله: «وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ» نحن نعلمه.[٢]
شیخ حر عاملی نیز آن را در باب «عَدَمِ جَوَازِ اسْتِنْبَاطِ الْأَحْكَامِ النَّظَرِیَّةِ مِنْ ظَوَاهِرِ الْقُرْآنِ إِلَّا بَعْدَ مَعْرِفَةِ تَفْسِیرِهَا مِنَ الْأَئِمَّةِ:» و علامه مجلسی آن را در باب «أن للقرآن ظهرا و بطنا و أن علم كل شیء فی القرآن و أن علم ذلك كله عند الأئمة: ...» نقل کردهاند.[٣]
در واقع، نقل این روایت در ابواب مذکور، بیانگر این است که صفار، حر عاملی و مجلسی این روایت را همان گونه که از ظاهر آن استنباط میشود، ناظر به معانی و بطون قرآن دانستهاند. بر این اساس، این روایت نیز هیچ تعارضی با روایت زراره و فضیل بن یسار در الکافی ندارد، بلکه میتوان یکی از معانی این دو روایت را همان مدلول روایت صفار در بصائر الدرجات دانست.
لازم به ذکر است که در میراث روایی اهل سنت روایتی شبیه به روایت مذکور از ابن عباس نقل شده است که گوید:
تفسیر القرآن علی أربعة أوجه: تفسیر یعلمه العلماء، و تفسیر تعرفه العرب، و تفسیر
لا یقدر أحد علیه لجهالته، و تفسیر لا یعلمه إلا الله _ عز و جل _ و من ادعی علمه
فهو كاذب.[٤]
در برخی از منابع این روایت از ابن عباس از رسول خدا٦ این گونه نقل شده است:
[١]. علوم قرآنی، ص٢٠٣.
[٢]. بصائر الدرجات، ص١٩٦.
[٣]. وسائل الشیعة، ج٢٧، ص١٩٧؛ بحار الأنوار، ج٨٩، ص٧٨.
[٤]. بحرالعلوم، ج١، ص١٣٨؛ جامع البیان، ج١، ص٢٨؛ کشف الأسرار، ج١٠، ص٦٧٩؛ مفاتیح الغیب، ج٧، ص١٤٧؛ البحر المحیط فی التفسیر، ج٣، ص٢٨؛ الدر المنثور، ج٢، ص٧.