علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٨٠ - مقایسه مبانی انکار سنت در یهودیت و اسلام
برخوردار است که تمام نیازهای انسان را بر طرف میسازد؛[١] تحریفی در آن صورت نگرفته است؛[٢] ادعای نسخ قرآن بیمبنا است؛ چه آن که احکام کلی عقلی قابل تخصیص و نسخ نیست.
به باور برخی از قرآنیون نسخ در احکام جزئی محتمل است؛[٣]در قرآن آیات متشابه به طور کلی و یا دستکم در حوزه مبدأ و معاد و نبوت و نیز در حقوق و سیاست و اخلاق وجود ندارد. نزول آیات متشابه برای هدایت نادانان و توده مردم است خدا حقایق را در حد امثله و کنایه تنزل داده است[٤]؛ استدلالهای عقلی را باید به جای تکیه بر عقل خود بنیاد از قرآن استخراج کرد.[٥] بنا بر این، در مسائل اعتقادی نیازی به مراجعه به سنت و علومی نظیر فلسفه، کلام و عرفان نیست، زیرا این علوم خاستگاه قرآنی ندارند؛[٦] در تفسیر قرآن باید تفسیر قرآن به قرآن را در دستور کار قرار داد و به گفته مفسران توجه نکرد. باید به ظاهر قرآن بسنده کرد و از این رو، زبان عربی نقش ویژهای پیدا میکند. سنگلجی به وجود مخالفت با تفسیر به رأی و تأویلاتی از سنخ تأویلات اسماعیلیه، بر این باور است که بسیاری از آیات مأثور نیست و خداوند به عقل و اجتهاد آدمی واگذار کرده است.[٧] بنا بر این، دو نوع تفسیر به رأی وجود دارد: تفسیر به رأی جایز و ممنوع.
ناگفته نماند در تفکر قرآنیون شیعی سنت به طور کلی نفی نمی گردد. به عبارتی، آنان بیشتر شعار قرآن محوری را صلا در میدهند تا قرآنبسندگی و اکتفای به قرآن. لذا از لزوم مراجعه به سنت در جزئیات شریعت (کلیات شریعت در قرآن موجود است) سخن گفتهاند.[٨] البته دایره را به گونهای تنگ کردهاند که در موارد بسیاری برای استخراج احکام از قرآن دچار تکلف شدهاند. از طرفی، نظر به مخالفت ایشان با تقلید از مراجع دینی [٩]و اعتماد به عقل خداداد و نه عقل فلسفی و نیز سازگار دانستن عقل با وحی [١٠]ناخواسته به
[١]. همان، ص٣٣ - ٤١.
[٢]. همان، ص٩ - ١٦.
[٣]. همان، ص٦٤ - ٦٧.
[٤]. همان، ٦٥ - ٨٨.
[٥]. همان، ص١٢٥- ١٢٧.
[٦]. همان، ص١٢٨- ١٥٦.
[٧]. همان، ٥٢- ٥٣.
[٨]. همان، ص٣٩- ٤١.
[٩]. همان، ص١٦٢- ١٦٥.
[١٠]. همان، ١٧٩- ١٨٢.