علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٢ - بررسی روایات «احرف سبعه» در میراث روایی إمامیه
أحرف، همان دیدگاه ابنسلام را نقل کرده است.[١]
د. ابناثیر جزری (م٦٠٦ق) نیز در النهایة فی غریب الحدیث، در ذیل روایت «نزل القرآن علی سبعة أَحْرُفٍ كلّها كاف شاف» مراد از حرف را به معنای هفت لغت از لغات عرب دانسته و در ادامه، عباراتی شبیه عبارت ابنسلام بیان کرده که در ذیل به آن اشاره میشود:
مراد از حرف، لغت است؛ یعنی بر هفت لغت از لغات عرب، بدین گونه که این لغات در قرآن کریم پراکنده است. برخی از قرآن به لغت قریش، برخی از آن به لغت هذیل، هوازن، یمن و جز این لغات است؛ البته نه به این معنا که در یک حرف به خصوصی هفت وجه وجود داشته باشد؛ چرا که برخی از کلمات قرآن به هفت و یا به ده وجه قرائت شده است؛ مانند: «مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» و «... وَ عَبَدَ الطاغُوتَ ...».
وی در انتها این دیدگاه را بهترین دیدگاه در میان اقوال گوناگون در باره آن دانسته است.[٢] در میان إمامیه نیز برخی از علما به این دیدگاه إشاره کردهاند.[٣]
اما اشكال، آن است كه هفت حرف را هفت لغت معنا كردن صحیح نیست. وانگهی مضمون روایات مانع از آن است و با معنای اول بسیار میسازد كه آن هم مردود است. از طرف دیگر، از عمر نقل شده كه قرآن به لغت مضر نازل شده و ابن مسعود چون «حتّی حین» را «عتّی حین» خواند. عمر به وی نوشت: قرآن به لغت هذیل نازل نشده؛ قرآن را به مردم با لغت قریش یاد بده نه، لغت هذیل.
و در مفتاح كنوز السنة، ماده «قرآن» از بخاری و ترمذی نقل شده كه «انزل القرآن بلغة قریش». در صحیح الترمذی، در باره آخرین حدیث از تفسیر سوره توبه آمده كه به وقت نوشتن قرآن اختلاف كردند مثلاً «التابوت» بنویسند یا «التابوه». عثمان گفت: التابوت بنویسید كه قرآن به لغت قریش نازل شده است.[٤]
١-٢-٣. احتمال تقیه
توجیه دیگر این روایت، گفته صاحب جواهر (م١٢٦٦ق) است. وی بر این باور است
[١]. السنن الکبری، ج٢، ص٣٨٥.
[٢]. سوره فاتحه، آیه ٤؛ سوره مائده، آیه ٦٠؛النهایة فی غریب الحدیث، ج١، ص٣٦٩.
[٣]. شرح الکافی، ج٥، ص٣٦٥؛ مجمع البحرین، ج٥، ص٣٧؛ مرآة العقول، ج١٢، ص٥٢٠؛ ریاض السالکین، ج٧، ص٣٢١؛ الحدائق الناضرة، ج٨، ص٩٩.
[٤]. قاموس قرآن، ج٥، ص٢٨٥.