علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤٧ - نقد مقاله «مقایسه نگرش شیعه به داستان قربانی ابراهیم
داد و بر آن وفا کرد.[١]
٣. خداوند در سوره هود، خطاب به حضرت ابراهیم٧ میفرماید: «فَبَشَّرْنَاهَا بِإسْحَاقَ وَ مِنْ وَرَاءِ إسْحَاقَ یعْقُوبَ»،[٢] پس اگر ذبیح اسحاق٧ باشد، باید امر به ذبحش یا قبل از ظهور یعقوب٧ اتفاق افتاده باشد، یا بعد آن؛ که با توجه به آیه، اولی امکانپذیر نیست، چون بشارت ولادت اسحاق٧ و فرزندش یعقوب٧ همزمان صورت گرفته، و لذا ابتلای حضرت ابراهیم٧ به ذبح اسحاق٧ جایز نیست؛ چرا که او میدانست شرط وقوعش منتفی است.[٣] دومی نیز ممکن نیست؛ چرا که خداوند میفرماید: «فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْی قَالَ یا بُنَیَّ إنِّی أرَی فِی الْمَنَامِ أنِّیِ أذْبَحُكَ»،[٤] که دلالت دارد بر این که ابراهیم٧ زمانی مأمور به ذبح شد که پسرش به حد سعی و قدرت بر فعل رسیده بود و این با وقوع داستان، بعد از ولادت یعقوب٧ _ چنان که برخی ادعا نمودهاند[٥] _ منافات دارد.[٦] برخی نیز گفتهاند که خداوند نفرمود یعقوب از فرزندان اسحاق است، [٧] که با سیاق عبارت «وَ مِنْ وَرَاءِ إسْحَاقَ» سازگار نیست. پس نمیتوان حضرت اسحاق٧ را به عنوان ذبیح پذیرفت.
٤. خداوند تعالی از ابراهیم٧ حکایت میکند که: «وَ قَالَ إنِّیِ ذَاهِبٌ إِلَی رَبِّیِ سَیهْدِینِِِ».[٨] سپس از پروردگار درخواست فرزندی نمود که انیس او در غربتش باشد: «رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ»[٩] و این تقاضا زمانی پسندیده است که فرزندی نداشته باشد؛ چرا که اگر فرزندی داشت، طلب یک فرزند نمیکرد؛ زیرا درخواست آنچه قبلاً حاصل شده، محال است، و کلام او نیز افاده طلب بیش از یک فرزند را نمیکند. پس این درخواست برای فرزند اول صورت گرفته و بر این که اسماعیل٧ مقدم بر اسحاق٧ بوده، اجماع است؛ بنا بر این، مطلوب این دعا _ که به دنبالش داستان ذبیح نقل میشود _
[١]. مفاتیح الغیب، ج٢٦، ص٣٤٧؛ روح المعانی، ج١٢، ص١٢٨.
[٢]. سوره هود، آیه ٧١: پس وی را به اسحاق و از پی اسحاق به یعقوب مژده دادیم.
[٣]. التبیان، ج٨، ص٥١٨؛ مفاتیح الغیب، ج٢٦، ص٣٤٧؛ مجمع البیان، ج٨، ص٧٠٧؛ تفسیر ابن کثیر، ج٧، ص٢٣ (در صفحه ٢٩ نیز از محمّد بن کعب قرظی روایت میکند)؛ روح المعانی، ج١٢، ص١٢٨.
[٤]. سوره صافات، آیه ١٠٢: و وقتی با او به جایگاه «سَعْی» رسید، گفت: «ای پسرک من! من در خواب [چنین] میبینم که تو را سر میبُرَم».
[٥]. ر. ک: جامع البیان، ج٢٣، ص٥٥؛ التبیان، ج٨، ص٥١٨.
[٦]. مفاتیح الغیب، ج٢٦، ص٣٤٧ (نویسنده در متن مقاله به این مورد اشاره دارد).
[٧]. التبیان، ج٨، ص٥١٨.
[٨]. سوره صافات، آیه ٩٩: و [ابراهیم] گفت: «من به سوی پروردگارم رهسپارم، زودا که مرا راه نماید».
[٩]. سوره صافات، آیه ١٠٠: «ای پروردگار من! مرا [فرزندی] از شایستگان بخش. ».