علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٩ - حدیث «لا تُفضّلونی علی موسی
الأحبار یهودی فرا گرفته و به رسول خدا٦ نسبت داده است.[١]
سلیمان دنبلی از گرویدگان به مکتب اهل بیت: در دهه اخیر (٢٠٠٤م)، یکی از مهمترین دلایل خود در گرایش به مذهب شیعه را وجود اسرائیلیات در صحیح البخاری با محتوایی تنقیص رسول خدا٦، از جمله روایت «لا تفضّلونی علی موسی» و همانند آن بیان کرده است که زمینه تردید و تحقیق را در ایشان فراهم کرد.[٢] تیجانی نیز در نقد صحیح البخاری به این روایات به دیده تردید و جعل نگریسته و روایات آن را در تفاضل انبیا متناقض دانسته است.[٣]
در باره این موضوع، برخی از محققان، تناقض صحیح البخاری را با کتاب التاریخ الکبیر وی _ که آن را پیش از الصحیح تدوین کرده است _ مورد توجه قرار دادهاند. وی در التاریخ الکبیر روایات شافع اول بودن رسول خدا٦ در قیامت را گزارش کرده[٤] و نسبت به روایاتی که وی را شافع چهارم معرفی میکند، به دلیل وجود معارض توقف کرده است؛[٥] ولی در الصحیح خود، روایات اول شافع رسول خدا٦ را گزارش نکرده است.[٦] شایان ذکر است که محققان اهل سنّت، کمتر از مجعول بودن روایات منع تفضیل با رویکرد اسرائیلیات بحث کردهاند، بلکه به دلیل گزارش آن در صحیح مسلم و صحیح البخاری تلاش گستردهای برای توجیه و جمع دلالی آن با قرآن و دیگر روایات نمودهاند. جعلی بودن این روایات در دوره معاصر با نقد صحاح شروع شد و جریان مستبصران آن را تشدید نمود.
٢-٢-٣. تعارض با اجماع
اجماع مسلمین بر افضل بودن رسول خدا٦ بر پیامبران است و در صورت تعارض خبر با اجماع، ترجیح با مفاد اجماع است. از این رو، روایات منع تفضیل با توجه به ویژگیهای متنی، دلالی، صدوری و... در تراز روایات جواز تفضیل و آیات قرآنی نبوده و فاقد مزیتی بر آنها هستند. از این رو، شایستگی استناد در این مسأله را ندارند. به بیان دیگر، اگر مفهوم روایات منع تفضیل، به معنای اثبات فضلیتی خاص برای غیر رسول خدا
[١]. نظرة عابرة إلی الصحاح الستة، ص٨٤؛ یهود بثوب الإسلام، ص١١٥.
[٢]. موسوعة من حیاة المستبصرین، ص٣٩٤- ٣٩٥.
[٣]. فاسألوا أهل الذکر، ص٢٨٨- ٢٩٣.
[٤]. «... و أنا أول شافع و مشفع و لا فخر» (تاریخ الکبیر، ج٤، ص٢٨٦).
[٥]. «روی عن ابن مسعود (رض) فی الشفاعة: ثم یقوم نبیکم رابعهم و المعروف عن النبی٦: أنا أول شافع. ولا یتابع فی حدیثه» (همان، ج٥، ص٢٢١).
[٦]. العقائد الإسلامیة، ج٣، ص٣٩٨.