علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٥٩ - نقد و بررسی ارزیابیهای سندی و رجالی در تفسیر الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن
توجه به طبقات و کثرت ناقلین در هر طبقه، به هیچ عنوان مورد توجه دکتر صادقی نبوده است. شاهد مثال، نقل روایات متواتر در باب «القربی» است که بیشتر آنها روایت پیامبر٦ در نقل ابن عباس است که ناقل اول، فقط ابن عباس بوده و بعد از او به تواتر رسیده است و روایت، متواتر نسبی بوده که در شمار خبر واحد گنجانده میشود؛ زیرا از ابن عباس تا رسول خدا٦ ناقل فقط ابن عباس بوده و حدیث غریب است. آقای صادقی به این مساله توجهی ننموده و آن را خبر متواتر خوانده است.[١] و این دیدگاه تا حدودی با دیدگاه برخی از اهل سنت تطابق دارد که معتقدند هیچ اشکالی ندارد
که حدیث متواتر معنوی، در ابتدا آحادی باشد و سپس بعد از طبقه اول به طور مستفیض نقل شود.
از دیگر اصطلاحات به کار رفته در حوزه درایه در الفرقان، تظافر و استفاضه است.[٢] این اصطلاحات در الفرقان، در غیر این معانی اصطلاحی حدیثی به کار رفته است. مفسر گاه برخی از روایات را _ که میزان نقد قرار گرفتهاند _ با قید مستفیض و متظافر همراه میسازد، اما در این روایات نیز، همچون بحث متواتر، هرگز اشارهایی به وجود سه راوی یا بیشتر در طبقات، و یا نقل برخی از اسناد مختلف _ که بیانگر مستفیض بودن حدیث باشد _ ننموده است. و فقط به استعمال این الفاظ اکتفا نموده است.[٣]
در مجموع، بی تفاوتی ایشان به رجال و طبقات در استفاده از اصطلاحات حدیثی، مشهود است. به کار گیری متفاوت همین سه اصطلاح (تواتر، تطافر، استفاضه) بیانگر آن است که مؤلف میان آنها نیز تفاوت قایل بوده است و متظافر چیزی غیر از تواتر معنوی است. البته به سبب استعمال قریب این سه مصطلح، میتوان برداشت نمود که این روایات از منظر الفرقان، بالاتر از خبر واحد و کمتر از متواتر است، ولی نوع تفاوت و درجه آن را در الفرقان و در دیگر مجموعههای حدیثی و قرآنی خویش تبیین ننمودهاند.
در نمونههایی نیز که به کار برده، فقط به ذکر و استعمال واژگان اکتفا نموده است؛ برای مثال، در ذیل آیه قذف، آیه چهارم سوره نور، حدیثی را از حضرت علی٧، دالّ بر این که
[١]. همان، ج٢٦، ص١٨٣.
[٢]. حدیث مستفیض در اصطلاح، به حدیثی اطلاق میشود که راویان آن در هر طبقه بیش از سه نفر و کمتر از حد تواتر باشند (الرعایه، ص٦٣). البته در حداقل روات نیز اختلاف هست، ولی بیشتر، تعداد را بیش از سه نفر دانستهاند (الوجیزه، ص٥٣٧؛ الرواشح السماویه، ص١٩٣؛ نهایة الدرایه، ص١٥٨). وخبر متظافر نیز بیشتر به معنای متواتر معنوی، به کار میرود (نهایة الدرایه، ص١٠١؛ تلخیص مقباس الهدایه، ص١٩).
[٣]. برای نمونه، ر.ک: الفرقان، ج٢، ص١٤١؛ ج١٤، ص٢٠٦؛ ج٢٨، ص٤٢٧.