موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٦ - روايت «تحف العقول»
سكوت نمودند ضررش متوجه اسلام مىشود، و اگر به وظيفه عمل كردند و آنجا كه بايد صحبت كنند سكوت نكردند، نفع آن براى اسلام است.
٢. با اينكه بايد از همه امورى كه مخالف شرع است نهى كرد، روى «قول إثم» يعنى دروغپردازى «و اكل سُحت» يعنى حرامخورى تكيه كرده است تا بفهماند كه اين دو منكر از همه منكرات خطرناكتر است؛ و بايستى بيشتر مورد مخالفت و مبارزه قرار گيرد. چون گاهى گفتار و تبليغات دستگاههاى ستمگر بيش از كردار و سياستشان براى اسلام و مسلمين ضرر دارد؛ و غالباً حيثيت اسلام و مسلمين را به مخاطره مىاندازد. خداوند نكوهش مىكند كه چرا از گفتار نادرست و تبليغات گناهكارانه ستمكاران جلوگيرى نكردند؟ چرا آن مردى را كه ادعا كرد من «خليفة اللَّه» هستم و آلت مشيت الهى هستم، و احكام خدا همينگونه است كه من اجرا مىكنم، عدالت اسلامى همين است كه من مىگويم و اجرا مىكنم (در صورتى كه اصولًا عدالت سرش نمىشد) تكذيب نكردند؟ اينگونه سخنان «قول إثم» است، اين حرفهاى گناهكارانه را كه ضرر زيادى براى جامعه دارد، چرا جلوگيرى نكردند؟ ظلمه را كه حرفهاى نامربوط زدند، خيانتها مرتكب شدند، بدعتها در اسلام گذاشتند، ضربه به اسلام زدند، چرا نهى نكردند و از اين گناهان باز نداشتند؟
اگر كسى احكام را آن طور كه خدا راضى نيست تفسير كرد، بدعتى در اسلام گذاشت به اسم اينكه عدل اسلامى چنين اقتضا مىكند، احكام خلاف اسلام اجرا كرد، بر علما واجب است كه اظهار مخالفت كنند. هرگاه اظهار مخالفت نكنند، مورد لعن خدا قرار مىگيرند، و اين از آيه شريفه پيداست.
و نيز در حديث است كه «إِذا ظَهَرَتِ البِدَعُ، فَلِلعالِمِ أَنْ يُظْهِرَ عِلْمَهُ؛ وَإِلّا فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ» [١]. «چون بدعتها پديد آيد، بر عالم واجب است كه علم (دين) خويش را اظهار
[١]. الكافي، ج ١، ص ٥٤، «كتاب فضل العلم»، «باب البدع ...»، حديث ٢ (با اندكى تفاوت).