موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤ - نقش استعمار در معرفى ناقص و نادرست اسلام
به صورت استعمارگر از سيصد سال پيش، يا بيشتر، به كشورهاى اسلامى راه پيدا كردند [١]؛ و براى رسيدن به مطامع استعمارى خود لازم ديدند كه زمينههايى فراهم سازند تا اسلام را نابود كنند. قصدشان اين نبود كه مردم را از اسلام دور كنند تا نصرانيت نضجى بگيرد؛ چون اينها نه به نصرانيت اعتقاد داشتند و نه به اسلام؛ لكن در طول اين مدت، و در اثناى جنگهاى صليبى [٢]، احساس كردند آنچه سدى در مقابل منافع مادى آنهاست و منافع مادى و قدرت سياسى آنها را به خطر مىاندازد، اسلام و احكام اسلام است و ايمانى كه مردم به آن دارند. پس، به وسايل مختلف بر ضد اسلام تبليغ و دسيسه كردند. مبلغينى كه در حوزههاى روحانيت درست كردند، و عمّالى كه در دانشگاهها و مؤسسات تبليغات دولتى يا بنگاههاى انتشاراتى داشتند، و مستشرقينى كه در خدمت دولتهاى استعمارگر هستند، همه دست به دست هم داده در تحريف حقايق اسلام كار كردند؛ به طورى كه بسيارى از مردم و افراد تحصيل كرده نسبت به اسلام گمراه و دچار اشتباه شدهاند.
اسلام دين افراد مجاهدى است كه به دنبال حق و عدالتند. دين كسانى است كه آزادى و استقلال مىخواهند. مكتب مبارزان و مردم ضد استعمار است. اما اينها اسلام را طور ديگرى معرفى كردهاند و مىكنند. تصور نادرستى كه از اسلام در اذهان
[١]. از اواسط قرن شانزدهم ميلادى؛ يعنى بيش از سه قرن پيش بود كه پرتغالىها و به دنبال آنان اتباعكشورهاى هلند، انگلستان، فرانسه و ايتاليا به استعمار كشورهاى مسلماننشين پرداختند. در آغاز كشورهاى تازه كشف شده افريقا، و بعد از پيدا شدن راههاى دريايى، كشورهاى آسيايى (كه ارتباط آنها بعد از استيلاى تركان عثمانى بر قسطنطنيه، با اروپا قطع شده بود) تحت استعمار درآمد.
[٢]. جنگهاى صليبى نام سلسله جنگهايى است كه بين قرون يازده و سيزده ميلادى، ميان مسيحياناروپايى و مسلمانان، به منظور گرفتن اورشليم (بيتالمقدس) از مسلمين جريان داشت. اين جنگها كه طى هشت مرحله صورت گرفت، در ١٠٩٦ م. (٤٨٩ ه. ق) با فتواى پاپ اوربان دوم آغاز گرديد، و با مرگ سنلويى پادشاه فرانسه در ١٢٧٠ م. (٦٦٩ ه. ق) خاتمه يافت. مسيحيان از آن رو كه پارچهاى قرمز رنگ به شكل صليب، بر شانه راست خود دوخته بودند، به قشون صليب يا صليبيون مشهور شدند.