موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٥ - اصلاح حوزههاى روحانيت
كسى كه چنين و چنان باشد وزير من است، و جز حضرت امير عليه السلام كه در آن وقت هنوز به سن بلوغ نرسيده بود ولى داراى روحى بزرگ بود، بزرگتر از همه دنيا، كسى از جا برنخاست، شخصى رو كرد به حضرت ابىطالب و با استهزا گفت اكنون بايد زير پرچم پسرت بروى! [١]
آن روز هم كه ولايت و حكومت اميرالمؤمنين عليه السلام را به مردم عرضه داشت، با «بخٍّ بخٍّ» (مبارك باد) ظاهرى مواجه گرديد؛ [٢] ليكن مخالفتها از همانجا شروع شد، و تا آخر هم ادامه داشت. اگر حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم ايشان را فقط مرجع مسائل شرعيه قرار مىداد هيچگونه مخالفتى نمىشد؛ ولى چون منصب جانشينى را به حضرت داد و فرمود ايشان بايد حاكم بر مسلمين بوده و سرنوشت ملت اسلام را در دست داشته باشد موجب آن ناراحتىها و مخالفتها شد. شما هم اگر امروز در خانه بنشينيد و در امور مملكتى دخالت نكنيد، كسى به شما كارى ندارد. آن روز به شما كارى دارند كه بخواهيد در مقدرات كشور دخالت كنيد. حضرت امير عليه السلام و شيعه چون در امور حكومتى و كشورى دخالت مىكردند، آن همه مورد اذيت و مصيبت قرار گرفتند، اما دست از جهاد و فعاليت نكشيدند تا بر اثر تبليغات و مجاهدات آنان امروز تقريباً دويست ميليون شيعى در دنيا وجود دارد.
اصلاح حوزههاى روحانيت
معرفى و ارائه اسلام مستلزم اين است كه حوزههاى روحانيت اصلاح شود؛ به اين ترتيب كه برنامه درسى و روش تبليغات و تعليمات تكميل گردد؛ سستى و تنبلى و يأس و عدم اعتماد به نفس جاى خود را به جديت و كوشش و اميد و اعتماد به نفس
[١]. تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٣١٩- ٣٢٢.
[٢]. الغدير، ج ١، ص ١١ و ٢٢٢ و ٢٣٣؛ المناقب، خوارزمى، ص ١٥٦، حديث ١٨٤؛ البداية و النهاية، ج ٧، ص ٣٥٠.