موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢١ - روايت «تحف العقول»
وجود مىآوردهاند چه بد بوده است». و مىفرمايد: «آن عده از بنى اسرائيل كه كفر ورزيدند لعنت شدند». تا آنجا كه مىفرمايد: «راستى كه آنچه انجام مىدادهاند چه بد بوده است». در حقيقت، خدا آن را از اين جهت بر ايشان عيب مىشمارد و مايه ملامت مىسازد كه آنان با چشم خود مىديدند كه ستمكاران به زشتكارى و فساد پرداختهاند، و باز منعشان نمىكردند، به خاطر عشقى كه به دريافتىهاى خود از آنان داشتند؛ و نيز به خاطر ترسى كه از آزار و تعقيب آنان به دل راه مىدادند، در حالى كه خدا مىفرمايد: «از مردم نترسيد؛ و از من بترسيد». و مىفرمايد: «مردان مؤمن دوستدار و رهبر و عهدهدار يكديگرند، همديگر را امر به معروف و نهى از منكر مىكنند».
(مىبينيم كه در اين آيه در شمردن صفات مؤمنان، صفاتى كه مظهر دوستدارى و عهدهدارى و رهبرى متقابل مؤمنان است) خدا از امر به معروف و نهى از منكر شروع مىكند و نخست اين را واجب مىشمارد، زيرا مىداند كه اگر امر به معروف و نهى از منكر انجام بگيرد و در جامعه برقرار شود، همه واجبات، از آسان گرفته تا مشكل، همگى برقرار خواهد شد. و آن بدين سبب است كه امر به معروف و نهى از منكر عبارت است از دعوت به اسلام؛ (يعنى جهاد اعتقادى خارجى) به اضافه بازگرداندن حقوق ستمديدگان به ايشان؛ و مخالفت و مبارزه با ستمگران (داخلى)؛ و كوشش براى اينكه ثروتهاى عمومى و درآمد جنگى طبق قانون عادلانه اسلام توزيع شود، و صدقات (زكات و همه مالياتهاى الزامى يا داوطلبانه) از موارد صحيح و واجب آن جمعآورى و گرفته شود، و هم در موارد شرعى و صحيح آن به مصرف برسد.
علاوه بر آنچه گفتم، شما اى گروه! اى گروهى كه به علم و عالم بودن شهرت داريد و از شما به نيكى ياد مىشود و به خيرخواهى و اندرزگويى و راهنمايى در جامعه معروف شدهايد، و به خاطر خدا در دل مردم شكوه و مهابت پيدا كردهايد به طورى كه