موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٣ - روايت «تحف العقول»
بىاعتنايى است؛ نابينايان، لالها، و زمينگيران ناتوان، در همه شهرها بىسرپرست ماندهاند، و بر آنها ترحم نمىشود. و نه مطابق شأن و منزلتتان كار مىكنيد؛ و نه به كسى كه چنين كارى بكند و در ارتقاى شأن شما بكوشد اعتنا يا كمك مىكنيد. با چربزبانى و چاپلوسى و سازش با ستمكاران، خود را در برابر قدرت ستمكاران حاكم، ايمن مىگردانيد. تمام اينها دستورهايى است كه خدا به صورت نهى، يا همديگر را نهى كردن و بازداشتن، داده و شما از آنها غفلت مىورزيد.
مصيبت شما از مصايب همه مردم سهمگينتر است؛ زيرا منزلت و مقام علمايى را از شما باز گرفتهاند اگر مىدانستيد؛ چون در حقيقت، جريان ادارى كشور و صدور احكام قضايى و تصويب برنامههاى كشور بايد به دست دانشمندان روحانى، كه امين حقوقى الهى و داناى حلال و حرامند، سپرده باشد. اما اينك مقامتان را از شما بازگرفته و ربودهاند، و اينكه چنين مقامى را از دست دادهايد، هيچ علتى ندارد جز اينكه از دور محور حق (قانون اسلام و حكم خدا) پراكندهايد؛ و درباره سنت، پس از اينكه دلايل روشن بر حقيقت و كيفيت آن وجود دارد، اختلاف پيدا كردهايد.
شما اگر مردانى بوديد كه بر شكنجه و ناراحتى شكيبا بوديد و در راه خدا حاضر به تحمل ناگوارى مىشديد، مقررات براى تصويب پيش شما آورده مىشد؛ و به دست شما صادر مىشد؛ و مرجع كارها بوديد. اما شما به ستمكاران مجال داديد تا اين مقام را از شما بستانند؛ و گذاشتيد حكومتى كه قانوناً مقيد به شرع است به دست ايشان بيفتد تا بر اساس پوسيده حدس و گمان به حكومت پردازند؛ و طريقه خودكامگى و اقناع شهوت را پيشه سازند. مايه تسلط آنان بر حكومت، فرار شما از كشته شدن بود، و دلبستگىتان به زندگى گريزان دنيا. شما با اين روحيه و رويّه، توده ناتوان را به چنگال اين ستمگران گرفتار آورديد تا يكى بردهوار سركوفته باشد؛ و ديگرى بيچارهوار سرگرم تأمين آب و نانش؛ و حكام خودسرانه به اميال خود عمل كنند؛ و با