موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٩ - بررسى «العلماءُ وَرَثَةُ الأنبياءِ»
مىفهميديم همانطورى كه حضرت موسى همه جهات و حيثيات را كه يكى از آنها ولايت مىباشد، دارا هستند، علما نيز داراى حيثيت ولايت مىباشند، ليكن چون اينطور نفرموده و علما را نازل منزله شخص قرار نداده، نمىتوانيم از جمله مزبور چنين استفادهاى را بنماييم.
در جواب اين اشكال، بايد عرض كنم كه ميزان در فهم روايات و ظواهر الفاظ، عرف عام و فهم متعارف مردم است، نه تجزيه و تحليلهاى علمى. و ما هم تابع فهم عرف هستيم. اگر فقيه بخواهد در فهم روايات دقايق علمى را وارد كند، از بسيارى مطالب باز مىماند. بنابراين، اگر عبارت «العُلماءُ وَرثَةُ الأنبِياءِ» را به عرف عرضه كنيم آيا در ذهن آنها مىآيد كه وصف عنوانى انبيا مراد است، و فقط در همين وصف عنوانى تنزيل مىباشد؟ يا اينكه اين جمله را اماره قرار مىدهد براى اشخاص؟ يعنى اگر از عرف مردم سؤال شود فلان فقيه به منزله موسى و عيسى است يا نه؟ جواب مىدهد طبق اين روايت آرى، چون موسى و عيسى از انبيا هستند. يا اگر سؤال شود كه فقيه وارث رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم است يا نه؟ مىگويد: آرى، چون رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم از انبياست.
بنابراين، ما نمىتوانيم «انبيا» را وصف عنوانى بگيريم. خصوصاً چون به لفظ جمع است. اگر به لفظ مفرد مىآورد، باز راهى براى آن احتمال بود، ليكن وقتى كه گفتند «انبيا» و لفظ جمع آوردند؛ يعنى كل فرد من الأنبياء؛ نه اينكه كل فرد من الأنبياء بما هم انبيا كه نظر به وصف عنوانى باشد [١]؛ و اين وصف عنوانى را از ساير اوصاف جدا كند، و بگويد فقيه به منزله نبى است؛ نه به منزله رسول، و نه به منزله ولىّ. اين تجزيه و
[١]. «كلّ فردٍ مِنَ الأنبياءِ» يعنى هر كدام از انبيا با تمام مراتب و مسئوليتهايى كه برعهده دارد. و «كلّ فردٍ منَالأَنبِياءِ بما هُم أنبياء» يعنى هر كدام از انبيا تنها از اين نظر كه «نبى» است؛ بدون لحاظ آنكه وظيفه امامت و ولايت هم بر عهده دارد يا نه.