موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١ - نقش استعمار در معرفى ناقص و نادرست اسلام
ديده بوديم مىگفته محاكمهاى را كه بين دو دسته است من تا آخر عمرم در ميان قوانين و چرخ و پر دستگاه دادگسترى مىچرخانم! و بعد از من پسرم اين كار را ادامه خواهد داد! الآن درست همين طور شده است؛ مگر در مورد پروندههايى كه اعمال نفوذ مىشود، كه البته به سرعت، ولى به ناحق، رسيدگى و تمام مىشود. قوانين فعلى دادگسترى براى مردم جز زحمت، جز بازماندن از كار و زندگى، جز اينكه استفادههاى غير مشروع از آنها بشود، نتيجهاى ندارد. كمتر كسى به حقوق حقه خود مىرسد. تازه در حل و فصل دعاوى همه جهات بايد رعايت شود، نه اينكه [فقط] هر كس به حق خود برسد. بايد ضمناً وقت مردم، كيفيت زندگى و كارهاى طرفين دعوا، ملاحظه شود؛ و هر چه سادهتر و سريعتر انجام بگيرد. دعوايى كه آن وقتها قاضى شرع در ظرف دو- سه روز حل و فصل مىكرد، حالا در بيست سال هم تمام نمىشود! در اين مدت، جوانان، پيرمردان و مستمندان بايد هر روز صبح تا عصر به دادگسترى بروند، و در راهروها و پشت ميزها سرگردان باشند؛ آخرش هم معلوم نمىشود كه چه شد. هر كدام كه زرنگتر و براى رشوه دادن دست و دلبازتر باشند، كار خود را به ناحق هم كه شده زودتر از پيش مىبرند؛ وگرنه تا آخر عمر بايد بلاتكليف و سرگردان بمانند.
گاهى در كتابها و روزنامههايشان مىنويسند كه احكام جزايى اسلام احكام خشنى است! حتى يك نفر با كمال بى آبرويى نوشته بود احكام خشنى است كه از اعراب پيدا شده است! اين خشونت عرب است كه اين گونه احكام آورده است!
من تعجب مىكنم، اينها چگونه فكر مىكنند! از طرفى اگر براى ده گرم هروئين چندين نفر را بكشند مىگويند قانون است! (ده نفر را مدتى پيش و يك نفر را هم اخيراً براى ده گرم هروئين كشتند. و اين چيزى است كه ما اطلاع پيدا كرديم). وقتى اين قوانين خلاف انسانى جعل مىشود، به نام اينكه مىخواهند جلو فساد را بگيرند،