موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٨ - اجتماعات در خدمت تبليغات و تعليمات
(وزارت دادگسترى) او در گوشه مسجد قرار داشت، و دامنه حكومتش تا انتهاى ايران و مصر و حجاز و يمن گسترش داشت. متأسفانه وقتى حكومت به طبقات بعدى رسيد، طرز حكومت تبديل به سلطنت و بدتر از سلطنت شد. بايد اين مطالب را به مردم رسانيد و آنان را رشد فكرى و سياسى داد، بايد گفت كه چگونه حكومتى مىخواهيم، و زمامدار و متصديان امور حكومتى ما بايد چگونه باشند و چه رفتار و سياستى را پيش گيرند. زمامدار جامعه اسلامى كسى است كه با برادرش عقيل، چنان رفتار مىكند [١] تا هرگز درخواست تبعيض اقتصادى و اضافه كمك از بيتالمال نكند، دخترش را، كه از بيتالمال عاريه مضمونه گرفته، بازخواست مىكند، و مىفرمايد اگر عاريه مضمونه نبود، تو اولين هاشميهاى بودى كه دستت قطع مىشد! [٢] ما چنين حاكم و زمامدارى مىخواهيم، زمامدارى كه مجرى قانون باشد؛ نه مجرى هوسها و تمايلات خويش، افراد مردم را در برابر قانون مساوى بداند، و آنها را داراى وظايف و حقوق اساسى متساوى؛ بين افراد امتياز و تبعيض قائل نشود، خاندان خود و ديگرى را به يك نظر نگاه كند، اگر پسرش دزدى كرد، دستش را قطع كند، برادر و خواهرش هروئينفروشى كردند آنها را اعدام كند؛ نه اينكه عدهاى را براى ده گرم هروئين بكشند، و كسان آنها باند هروئين داشته باشند و خروارها هروئين وارد كنند!
اجتماعات در خدمت تبليغات و تعليمات
بسيارى از احكام عبادى اسلام منشأ خدمات اجتماعى و سياسى است.
عبادتهاى اسلامى اصولًا توأم با سياست و تدبير جامعه است. مثلًا نماز جماعت و اجتماع حج و جمعه در عين معنويت و آثار اخلاقى و اعتقادى، حائز آثار سياسى
[١]. نهج البلاغة، ص ٣٤٦، خطبه ٢٢٤.
[٢]. بحار الأنوار، ج ٤٠، ص ٣٣٧ و ٣٣٨، «تاريخ اميرالمؤمنين عليه السلام»، باب ٩٨، حديث ٢٢؛ وسائل الشيعة، ج ٢٨، ص ٢٩٢، «كتاب الحدود و التعزيرات»، «أبواب حدّ السرقة»، حديث ١.