موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠ - نقش استعمار در معرفى ناقص و نادرست اسلام
حكومت شوم و باطلى است كه حضرت سيدالشهدا عليه السلام براى جلوگيرى از برقرارى آن قيام فرمود و شهيد شد. براى اينكه زير بار ولايتعهدى يزيد [١] نرود و سلطنت او را به رسميت نشناسد قيام فرمود، و همه مسلمانان را به قيام دعوت كرد. اينها از اسلام نيست. اسلام سلطنت و ولايتعهدى ندارد. اگر نقص به اين معنا باشد، اسلام ناقص است! چنان كه اسلام براى رباخوارى و بانكدارى توأم با رباخوارى و براى پياله فروشى و فحشا هم قانون و مقررات ندارد؛ چون اساساً اينها را حرام كرده است. اين هيأتهاى حاكمه دستنشانده استعمار كه مىخواهند در بلاد اسلامى چنين كارهايى را رواج بدهند، البته اسلام را ناقص مىبينند، و مجبورند براى اين كارها قانونش را از انگليس و فرانسه و بلژيك، و اخيراً از امريكا، وارد كنند! اينكه اسلام مقرراتى براى سر و صورت دادن به اين كارهاى ناروا ندارد، از كمالات اسلام است؛ از افتخارات اسلام است.
توطئهاى كه دولت استعمارى انگليس در آغاز مشروطه كرد به دو منظور بود: يكى كه در همان موقع فاش شد، اين بود كه نفوذ روسيه تزارى را در ايران از بين ببرد. و ديگرى همين كه با آوردن قوانين غربى، احكام اسلام را از ميدان عمل و اجرا خارج كند.
تحميل قوانين بيگانه بر جامعه اسلامى ما منشأ گرفتارىها و مشكلات بسيار شده است. اشخاص مطّلعى الآن در عدليه هستند كه از قوانين دادگسترى و طرز كار آن شكايتها دارند. اگر كسى گرفتار دادگسترى فعلى ايران يا ساير كشورهاى مشابه آن شود، يك عمر بايد زحمت بكشد تا مطلبى را ثابت كند. وكيل متبحّرى كه در جوانى
[١]. يزيد بن معاوية بن أبى سفيان (٢٥- ٦٤ ه. ق) دومين خليفه اموى.