موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٩ - از بين بردن آثار فكرى و اخلاقى استعمار
ما نمىگوييم تحصيل نكنند، ما مخالف تحصيل نيستيم، مخالف با علم نيستيم، به كره ماه بروند، صنايع اتمى درست كنند، ما جلو آنها را نمىگيريم، منتها در آن موارد هم تكاليفى داريم. شما اسلام را معرفى كنيد، برنامه حكومتى اسلام را به دنيا برسانيد، شايد اين سلاطين و رئيس جمهورهاى ممالك اسلامى متوجه شوند كه مطلب صحيح است و تابع گردند. ما كه نمىخواهيم از دست آنها بگيريم؛ هر كدام را كه تابع و امين باشند سر جايشان مىگذاريم.
ما امروز در دنيا هفتصد ميليون جمعيت داريم، صد و هفتاد ميليون يا بيشتر شيعه داريم. اينها همه پيرو ما هستند؛ ولى از بس بىهمت هستيم نمىتوانيم آنها را اداره كنيم. ما بايد حكومتى تشكيل دهيم كه امانتدار مردم باشد؛ مردم به او اطمينان داشته باشند و بتوانند سرنوشت خود را به او بسپارند. ما حاكم امين مىخواهيم، تا امانتدارى كند و ملتها در پناه او و پناه قانون آسوده خاطر به كارها و زندگى خود ادامه دهند.
اينها مطالبى است كه بايد در فكر آن باشيد، مأيوس نباشيد، خيال نكنيد اين امر نشدنى است. خدا مىداند كه لياقت و عرضه شما كمتر از ديگران نيست. اگر عرضه، ظلم و آدمكشى باشد، البته ما نداريم. آن مردك [١] وقتى كه آمد (در زندان) پيش من، من بودم و آقاى قمى [٢]- سلمه اللَّه- كه اكنون هم گرفتارند. گفت: سياست عبارت از بدذاتى، دروغگويى و ... خلاصه پدرسوختگى است و اين را بگذاريد براى ما! راست هم مىگفت، اگر سياست عبارت از اينها است، مخصوص آنها مىباشد. اسلام كه
[١]. مراد پاكروان، رئيس سازمان امنيت وقت است، كه در يازده مرداد ١٣٤٢، زمانى كه امام در زندان بودند، به ديدار ايشان رفت. نهضت امام خمينى، دفتر اول، ص ٦٩٩.
[٢]. مراد آيت اللَّه حاج سيدحسن قمى، فرزند مرحوم آيت اللَّه حاج سيد حسين قمى است كه در آن تاريخ باحضرت امام رحمه الله در حبس بودهاند، و سپس تا سال پيروزى انقلاب در منطقه كرج به حال تبعيد به سر مىبردند، و با شروع نهضت اسلامى به رهبرى امام رحمه الله و حركت مردم از تبعيد آزاد شدند و به مشهد بازگشتند.