موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٤ - حكومت وسيلهاى است براى تحقق بخشيدن به هدفهاى عالى
فرمايش كه: «إنَّ لَنا مَعَ اللَّهِ حالات لا يَسَعُهُ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَلا نَبِيٌ مُرْسلٌ» [١]؛ «ما با خدا حالاتى داريم كه نه فرشته مقرب آن را مىتواند داشته باشد و نه پيامبر مرسل». اين جزء اصول مذهب ماست كه ائمه عليهم السلام چنين مقاماتى دارند، قبل از آنكه موضوع حكومت در ميان باشد. چنانكه، به حسب روايات، اين مقامات معنوى براى حضرت زهرا، سلام اللَّه عليها، هم هست [٢]؛ با اينكه آن حضرت نه حاكم است و نه قاضى و نه خليفه. اين مقامات سواى وظيفه حكومت است. لذا وقتى مىگوييم حضرت زهرا عليها السلام، قاضى و خليفه نيست، لازمهاش اين نيست كه مثل من و شماست؛ يا بر ما برترى معنوى ندارد. همچنين اگر كسى قائل شد كه: (النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ) [٣]. سخنى در باره رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم گفته، بالاتر از اينكه آن حضرت مقام ولايت و حكومت بر مؤمنان را دارد؛ و ما در اين باره اكنون صحبتى نداريم، زيرا به عهده علم ديگرى است.
حكومت وسيلهاى است براى تحقق بخشيدن به هدفهاى عالى
عهدهدار شدن حكومت فى حد ذاته، شأن و مقامى نيست؛ بلكه وسيله انجام وظيفه اجراى احكام و برقرارى نظام عادلانه اسلام است. حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام درباره نفس حكومت و فرماندهى به ابن عباس [٤] فرمود: اين كفش چقدر مىارزد؟
[١]. شرح توحيد صدوق، ج ٣، ص ٣٩٦؛ بحار الأنوار، ج ١٨، ص ٣٦٠. (با اندكى تفاوت)
[٢]. علل الشرائع، ص ١٧٩، باب ١٤٣، حديث ١؛ معاني الأخبار، ص ٦٤ و ١٠٧؛ بحار الأنوار، ج ٤٣، ص ١٢ به بعد.
[٣]. «پيامبر از خود مؤمنان به آنها سزاوارتر است». الأحزاب (٣٣): ٦.
[٤]. عبداللَّه بن عباس بن عبدالمطلب (٣ سال قبل از هجرت- ٦٨ ه) پسرعموى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم وعلى عليه السلام، تفسير را از على عليه السلام فرا گرفت و به «رئيس المفسرين» و «حِبْر الامّة» (دانشمند امت) معروف گرديد. از ياران و سرداران سپاه حضرت در جنگهاى جمل و صفين و نهروان بوده است.