موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٧ - حكومت بر وفق قانون
هرگاه حكومت اسلامى تأسيس شود، همه در سايه قانون با امنيت كامل به سر مىبرند، و هيچ حاكمى حق ندارد بر خلاف مقررات و قانون شرع مطهر قدمى بردارد.
پس، معناى «امين» اين است كه فقها تمام امورى را كه اسلام مقرر داشته به طور امانت اجرا كنند، نه اينكه تنها مسأله بگويند. مگر امام مسألهگو بود و تنها بيان قانون مىكرد؟ مگر پيامبران مسألهگو بودند تا فقها در مسألهگويى امين آنها باشند؟ البته مسألهگويى و بيان قوانين هم يكى از وظايف فقهى است، لكن اسلام به قانون نظر آلى دارد؛ يعنى آن را آلت و وسيله تحقق عدالت در جامعه مىداند، وسيله اصلاح اعتقادى و اخلاقى و تهذيب انسان مىداند. قانون براى اجرا و برقرار شدن نظم اجتماعى عادلانه به منظور پرورش انسان مهذب است. وظيفه مهم پيغمبران اجراى احكام بوده، و قضيه نظارت و حكومت مطرح بوده است.
روايت حضرت رضا عليه السلام را خواندم كه «لَو لَم يَجعَل لَهُم إماماً قَيِّماً أميناً حَافِظاً مُستَودِعاً، لَدَرَسَتِ المِلَّةُ ...» [١] به طور قضيه كلى مىفرمايد: براى مردم امامِ قيّمِ حافظِ امين لازم است. و در اين روايت مىفرمايد: فقها امناء رسل هستند. از اين صغرا و كبرا [٢] برمىآيد كه فقها بايد رئيس ملت باشند، تا نگذارند اسلام مندرس شود و احكام آن تعطيل شود. چون فقهاى عادل در كشورهاى مسلماننشين حكومت نداشته و ولايتشان برقرار نشده، اسلام مندرس گشته و احكام آن تعطيل شده است، فرمايش حضرت رضا عليه السلام به تحقق پيوسته است. تجربه صحت آن را بر همه ثابت كرده است.
اكنون اسلام مندرس نشده است؟ اكنون كه در بلاد اسلامى احكام اسلام اجرا
[١]. علل الشرائع، ص ٢٥٣، حديث ٩؛ عيون أخبار الرضا، ج ٢، ص ١٠١، حديث ١؛ بحار الأنوار، ج ٦، ص ٦٠، حديث ١.
[٢]. مراد حضرت امام رحمه الله از صغرا و كبرا به ترتيب، اين دو جمله است: «فقها امناء رسل هستند» و «براىمردم، امام قيّم حافظ امين لازم است» يعنى با علم به اينكه فقها امين پيامبرانند و رهبر مردم هم بايد فردى امين باشد نتيجه مىگيريم كه سررشته امور را فقيهان بايد به دست گيرند.