موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٢ - مقاومت در مبارزهاى طولانى
كردهاند، اگر بميرند خلئى به وجود مىآيد. اما من و جنابعالى براى اسلام چه كردهايم كه اگر مرديم مصداق اين روايت باشد؟ هزار نفر از ما بميرد، هيچ خبرى نمىشود! ما يا فقيه نيستيم حق فقه؛ يعنى آنطور كه بايد بود؛ و يا مؤمن نيستيم حق ايمان.
مقاومت در مبارزهاى طولانى
هيچ عاقلى انتظار ندارد كه تبليغات و تعليمات ما به زودى به تشكيل حكومت اسلامى منتهى شود. براى توفيق يافتن در استقرار حكومت اسلامى احتياج به فعاليتهاى متنوع و مستمرى داريم. اين، هدفى است كه احتياج به زمان دارد. عقلاى عالم يك سنگ اينجا مىگذارند تا بعد از دويست سال ديگرى پايهاى بر آن بنا كند و نتيجهاى از آن به دست آيد. خليفه به پيرمردى كه نهال گردو مىكاشت گفت: پيرمرد! گردو مىكارى كه پنجاه سال ديگر و بعد از مردنت ثمر مىدهد؟ در جوابش گفت:
ديگران كاشتند ما خورديم، ما مىكاريم تا ديگران بخورند.
فعاليتهاى ما اگر هم براى نسل آينده نتيجه بدهد، بايد دنبال شود. چون خدمت به اسلام است و در راه سعادت انسانهاست؛ و امر شخصى نيست كه بگوييم چون حالا به نتيجه نمىرسد و ديگران بعدها نتيجه آن را مىگيرند، به ما چه ربطى دارد؟! سيد الشهدا عليه السلام كه تمام جهات مادى خود را به معرض خطر درآورد و فدا كرد، اگر چنين تفكرى داشت و كارها را براى شخص خود و استفاده شخصى مىكرد، از اول سازش مىنمود و قضيه تمام مىشد. هيأت حاكمه اموى از خدا مىخواستند كه امام حسين عليه السلام دست بيعت بدهد و با حكومت آنها موافقت نمايد. از اين بهتر براى آنها چه بود كه پسر پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم و امام وقت به آنها «اميرالمؤمنين» بگويد و حكومتشان را