موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٢ - از بين بردن آثار فكرى و اخلاقى استعمار
شيخ مرتضى [١] فقط دو سال حقوقبگير بود بعد متوجه شد! [٢] مدركش اسنادى است كه در وزارت خارجه انگلستان در هند بايگانى شده است!
اين دست استعمار است كه مىگويد به ما فحش بدهيد تا نتيجه بگيريم. استعمار خيلى مايل است كه همه علما را جيرهخوار خودش معرفى كنند، تا علماى اسلام را در ميان مردم بدنام ساخته مردم را از آنان روگردان و منصرف كنند.
از طرف ديگر، با تبليغات و تلقينات خود تلاش كردهاند تا اسلام را كوچك و محدود كنند و وظايف فقها و علماى اسلام را به كارهاى جزئى منحصر گردانند. به گوش ما خواندهاند كه فقها جز مسأله گفتن كارى ندارند و هيچ تكليف ديگرى ندارند! بعضى هم نفهميده باور كرده و گمراه شدهاند. ندانستهاند كه اينها نقشه است تا استقلال ما را از بين ببرند، و همه جهات كشورهاى اسلامى را از دست ما بگيرند. و ندانسته به بنگاههاى تبليغات استعمارى و به سياست آنها و به تحقق هدفهاى آنها كمك كردهاند. مؤسسات تبليغاتى استعمارى وسوسه كردهاند كه دين از سياست جداست. روحانيت نبايد در هيچ امر اجتماعى دخالت كند. فقها وظيفه ندارند بر سرنوشت خود و ملت اسلام نظارت كنند. متأسفانه عدهاى باور كرده و تحت تأثير قرار گرفتهاند و نتيجه اين شده كه مىبينيم. اين همان آرزويى است كه استعمارگران
[١]. مراد شيخ مرتضى انصارى- فقيه و اصولى بزرگ شيعه- است.
[٢]. حقوقبگيران انگليس در ايران، اسماعيل رائين، ص ١٠٢ و ١٠٣. توضيح آنكه رائين از بدو تأسيس ساواك با شماره رمز ١٤٩٨ با آن همكارى داشت. او كتاب فراموشخانه و فراماسونرى خود را با همكارى ساواك تهيه و منتشر كرد. تطبيق اسناد مندرج در كتاب رائين با اسناد فراماسونرى بايگانى ساواك نشان مىدهد كه بخش مهمى از اين اسناد به شكل گزينش شده، عيناً در كتاب رائين آمده است. وى با علم- وزير دربار شاهنشاهى ايران- نيز روابط حسنهاى داشت؛ و همو بود كه رائين را به تأليف كتاب حقوقبگيران انگليس در ايران واداشت تا از اين رهگذر چهره روحانيت را مخدوش جلوه دهد. ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، ج ٢، ص ٢٤٢- ٢٤٦؛ مطالعات سياسى، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، كتاب اول، ص ٤١- ٩٢.