موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٢ - ما درباره اين روايت روى دو فرض صحبت مىكنيم
او از مفيد رحمه الله كمتر بوده است؛ شيخ صدوق رحمه الله همان كسى است كه در يك مجلس تمام اصول و فروع مذهب را شرح داده است [١]؛ لكن فرق ايشان با مفيد رحمه الله اين است كه مفيد رحمه الله و امثال ايشان از مجتهدينى هستند كه نظر خودشان را در روايات و اخبار به كار مىبردهاند؛ و صدوق رحمه الله از فقهايى است كه نظر خود را به كار نمىبرده، يا كمتر به كار مىبردهاند.
حديث، آنهايى را شامل مىشود كه علوم اسلام را گسترش مىدهند، و احكام اسلام را بيان مىكنند، و مردم را براى اسلام تربيت و آماده مىسازند تا به ديگران تعليم بدهند. همانطور كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و ائمه عليهم السلام احكام اسلام را نشر و بسط مىدادند؛ حوزه درس داشتند و چندين هزار نفر در مكتب آنان استفاده علمى مىكردند و وظيفه داشتند به مردم ياد بدهند. معناى «يعلّمونها الناس» همين است كه علوم اسلام را بين مردم بسط و نشر بدهند و احكام اسلام را به مردم برسانند. اگر گفتيم كه اسلام براى همه مردم دنياست، اين امر جزء واضحات عقول است كه مسلمانان، مخصوصاً علماى اسلام، موظفند اسلام و احكام آن را گسترش بدهند و به مردم دنيا معرفى نمايند.
در صورتى كه قائل شويم جمله «يعلّمونها الناس» در ذيل حديث نبوده است، بايد ديد فرموده پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم: «اللَّهُمَّ ارحَم خُلَفائي ... الَّذينَ يَأتُونَ مِن بَعدي يَروُونَ حَدِيثي وَسُنَّتي» چه معنايى دارد. در اين صورت، روايت باز راويان حديثى را كه فقيه
[١]. الأمالي أو المجالس، مجلس ٩٣، ص ٥٠٩- ٥٢٠. بحار الأنوار، ج ١٠، ص ٣٩٣- ٤٠٥، «كتابالاحتجاج»، باب ٢٥.