موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦١ - ما درباره اين روايت روى دو فرض صحبت مىكنيم
اگر روايت «واحده» باشد، ما قاطعيم كه جمله «فيعلّمونها ...» از طريقى كه صدوق رحمه الله نقل كردهاند ساقط شده و از قلم نساخ افتاده. يا اينكه صدوق رحمه الله جمله را ذكر نكرده است.
فرض ديگر اينكه دو حديث باشد: يكى بدون جمله «فيعلّمونها ...» و ديگرى با اين جمله وارد شده باشد. بنابر اينكه جمله مزبور در حديث باشد، قطعاً كسانى را كه شغل آنان نقل حديث باشد و از خود رأى و فتوايى ندارند، شامل نمىشود؛ و نمىتوان گفت بعضى از محدثين كه اصلًا حديث را نمىفهمند و مصداق «رُبَّ حَامِلِ فِقهٍ لَيْسَ بِفَقيهٍ» [١] هستند و مانند دستگاه ضبط اخبار و روايات را مىگيرند و مىنويسند و در دسترس مردم قرار مىدهند، خليفهاند و علوم اسلامى را تعليم مىدهند. البته زحمات آنان براى اسلام و مسلمين ارزنده است، و بسيارى از آنان هم فقيه و صاحب رأى بودهاند؛ مانند كلينى [٢]؛ شيخ صدوق رحمه الله و پدر شيخ صدوق [٣]؛ كه از فقها بوده و احكام و علوم اسلام را به مردم تعليم مىدادهاند. ما كه مىگوييم شيخ صدوق رحمه الله با شيخ مفيد [٤]؛ فرق دارد، مراد اين نيست كه شيخ صدوق رحمه الله فقاهت نداشته؛ يا اينكه فقاهت
[١]. رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در مسجد خيف در ضمن خطبهاى فرمود: «فَرُبَّ حَامِلِ فِقهٍ لَيسَ بِفَقيهٍ. وَرُبَّ حَامِلِفِقهٍ إِلى مَنْ هُوَ أفْقَهُ مِنْهُ»؛ «چه بسا حامل دانشى كه خود به آن آگاه نباشد. و چه بسا بردارنده دانشى كه آن را به آگاهتر از خود رساند». الكافي، ج ١، ص ٤٠٤، «كتاب الحجّة»، «باب ما أمر النبي صلى الله عليه و آله و سلم بالنصيحة لأئمّة المسلمين»، حديث ٢؛ عوالي اللآلي، ج ٤، ص ٦٦، حديث ٢٤؛ بحار الأنوار، ج ٢١، ص ١٣٨، حديث ٣٣.
[٢]. محمد بن يعقوب بن اسحاق كلينى رازى، (٣٢٨ يا ٣٢٩ ه. ق) معروف به «ثقةالإسلام» از محدّثان بزرگشيعه و شيخ مشايخ اهل حديث. وى اولين مؤلف از مؤلفان «كتب اربعه» شيعه است كه به ساليان دراز كتاب عظيم كافى را در سه بخش «اصول» و «فروع» و «روضه» گرد آورد.
[٣]. على بن حسين بن موسى بن بابويه (٣٢٩ ه. ق) فقيه و محدث گرانقدر شيعه، كتابهاى بسيارى را به او منسوب كردهاند از جمله: التوحيد، الإمامة و التبصرة من الحيرة، الصلاة، الأخوان و الشرائع.
[٤]. ابو عبداللَّه محمد بن محمد بن نعمان (٣٣٦ يا ٣٣٨- ٤١٣ ه. ق) ملقب به «شيخ مفيد» و «ابن معلم» ازفقها و متكلمان و محدّثان نامآور شيعه است كه در زمان خود رياست علمى بغداد را به عهده داشت. سيد مرتضى علمالهدى، سيدرضى، شيخ طوسى، و نجاشى از مشهورترين شاگردان وى بودهاند. حدود ٢٠٠ اثر كوچك و بزرگ از او به جاى مانده است كه از معروفترين آنهاست: الإرشاد، الاختصاص، أوائل المقالات، الأمالي، المقنعة.