موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥ - اختلاف آن با ساير طرز حكومتها
پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم را در زندگى شخصى و ظاهرى حفظ كرده بودند؛ گرچه در امور ديگر مخالفتها كردند؛ كه انحراف فاحش، دوره عثمان ظاهر شد [١]؛ همان انحرافهايى كه ما را امروز به اين مصيبتها دچار كرده است. در عهد حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام طرز حكومت اصلاح شده و رويّه و اسلوب حكومت صالح بود. آن حضرت با اينكه بر كشور پهناورى حكومت مىكرد، كه ايران و مصر و حجاز و يمن از استانهاى آن بود، طورى زندگى مىكرد كه يك طلبه فقير هم نمىتواند زندگى كند. به حسب نقل، وقتى كه دو پيراهن خريد؛ يكى را كه بهتر بود به قنبر (مستخدم خود) داد و پيراهن ديگر را كه آستينش بلند بود براى خود برداشت و زيادى آستين را پاره كرده پيراهن آستين پاره را بر تن كرد [٢]. در صورتى كه بر كشور بزرگ و پرجمعيت و پر درآمدى فرمانروايى مىكرد. هرگاه اين سيره حفظ مىشد و حكومت به شيوه اسلام مىبود، نه تسلط بر جان و مال مردم، نه سلطنت و نه شاهنشاهى، اين ظلمها و غارتگرىها و دستبرد به خزانه عمومى و فحشا و منكرات واقع نمىشد. بسيارى از اين مفاسد از همان هيأت حاكمه و خانواده حاكم مستبد و هوسران سرچشمه مىگيرد. اين حكام هستند كه اماكن فساد درست مىكنند؛ مراكز فحشا و ميگسارى مىسازند؛ و موقوفات را صرف ساختن سينما مىكنند. اگر اين تشريفات پرخرج سلطنتى و اين ريختوپاشها واختلاسها نبود، بودجه مملكت كسر نمىآورد تا در برابر امريكا و انگليس خاضع شوند و تقاضاى قرض و كمك كنند. مملكت به خاطر اين ريختوپاشها و اختلاسها محتاج شده است؛ وگرنه نفت ما كم است؟ يا ذخاير و
[١]. شرح نهج البلاغة، ابن أبى الحديد، ج ٢، ص ١٢٦- ١٦١، شرح خطبه ٣٠، و ص ٣٢٤- ٣٣٣، و ج ٣، ص ٣- ٦٩، شرح خطبه ٤٣؛ بحار الأنوار، ج ٣١، ص ١٤٩؛ الغدير، ج ٨، ص ٩٧- ٣٢٣.
[٢]. مكارم الأخلاق، ج ١، ص ٢٤٦، حديث ٧٣٠؛ مناقب آل أبىطالب، ج ٢، ص ١١٢؛ بحار الأنوار، ج ٤٠، ص ٣٢٤، حديث ٦.