موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤ - اختلاف آن با ساير طرز حكومتها
بارى، حكومت در اسلام به مفهوم تبعيت از قانون است، و فقط قانون بر جامعه حكمفرمايى دارد. آنجا هم كه اختيارات محدودى به رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و ولات داده شده، از طرف خداوند است. حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم هر وقت مطلبى را بيان يا حكمى را ابلاغ كردهاند، به پيروى از قانون الهى بوده است؛ قانونى كه همه بدون استثنا بايستى از آن پيروى و تبعيت كنند. حكم الهى براى رئيس و مرئوس متبع است. يگانه حكم و قانونى كه براى مردم متبع و لازم الاجراست، همان حكم و قانون خداست.
تبعيت از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم هم به حكم خدا است كه مىفرمايد: (وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ)؛ «از پيامبر پيروى كنيد». پيروى از متصديان حكومت يا «اولوا الامر» نيز به حكم الهى است، آنجا كه مىفرمايد: (أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ) [١]. رأى اشخاص، حتى رأى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم، در حكومت و قانون الهى هيچ گونه دخالتى ندارد؛ همه تابع اراده الهى هستند.
حكومت اسلام سلطنتى هم نيست، تا چه رسد به شاهنشاهى و امپراتورى [٢]. در اين نوع حكومتها حكام بر جان و مال مردم مسلط هستند و خودسرانه در آن دخل و تصرف مىكنند. اسلام از اين رويّه و طرز حكومت منزه است. به همين جهت، در حكومت اسلامى، برخلاف رژيم سلطنت و شاهنشاهى و امپراتورى، اثرى از كاخهاى بزرگ، عمارات كذايى، خدم و حشم، دفتر مخصوص، دفتر وليعهد، و ديگر لوازم سلطنت، كه نصف يا بسيارى بودجه مملكت را از بين مىبرد، نيست. زندگى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را كه رئيس دولت اسلام بود و حكومت مىكرد همه مىدانيد. بعد از آن حضرت نيز، تا قبل از دوره بنى اميه اين سيره و روش باقى بود. دو نفر اول سيره
[١]. النساء (٤): ٥٩.
[٢]. «امپراتورى» عنوان كشورهايى است با وسعت زياد، داراى جمعيت بسيار، مركب از ملل و نژادهاىمختلف كه تحت حكومت يك فرمانروا (امپراتور) وحدت يافته باشد.