صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٠ - نقشه ممانعت از حركت به سوى ايران
روحى و اين انقلاب اسلامى تحفهاى است كه خداى تبارك و تعالى از عالم بالا براى ملت ما به هديه فرستاد و ما بايد شكر خداى تبارك و تعالى را بكنيم؛ و از عهده شكر بر نمىآييم. من بايد شكر اين نعمت را و شكر اين رحمت را و شكر اين محنتها را كه ملت ايران كشيدند، شكر اينها را بكنم؛ و من از عهده برنمىآيم. آنها بودند كه همه كارها را انجام دادند، و خدا بود كه اينها را مؤيد كرد. و قدرت خدا و قدرت ايمان ملت كه در اين اواخر شكوفايى پيدا كرد، اين قدرت بود كه با دست خدا يك سلطنت ٢٥٠٠ ساله را از ريشه كند؛ در صورتى كه پشت سر او امريكا ايستاده بود، شوروى هم سِرّاً بود، و چين هم بود، انگلستان هم بود؛ تمام ابرقدرتها پشت سر او ايستاده بودند. و آن هم داراى همه سلاحهاى مدرن بود و ملت ما دست خالى بود؛ تفنگ هم نداشت، هيچ نداشت! لكن قدرت ايمان بود، قدرت خدا بود. اين تعجب ندارد كه خداى تبارك و تعالى مقدر بفرمايد يك ملتى كه هيچ ندارد، هيچ سلاح ندارد، همين سلاح ايمان دارد، بر همه قدرتها غلبه بكند.
نقشه ممانعت از حركت به سوى ايران
اينها كم كم عقب نشستند. ما در پاريس كه بوديم، رفت و آمدهاى زياد، مخفى و بعضى وقتها آشكار بود براى اينكه ما را وادار كنند كه دست برداريم. مىگفتند هر چه مىخواهيد مىدهيم، هر كارى بخواهيد مىكنيم. خود شاه- شاه سابق- به وسايل پيغام داد كه من مملكت را تسليم شما مىكنم، و من همين شاهى باشم در صورت، و همه كارها در دست شما باشد. و من به او اعتنا نكردم. و اين قدرت الهى بود كه ما را كمك مىكرد. رفت و باز تتمه قدرت باقى مانده بود. اينها باز كوشش كردند حتى به وسيله جمهورى فرانسه- رئيس جمهور فرانسه- به من پيغام دادند كه شما حالا زود است بياييد، به طور دلسوزى مثلًا! از طرف امريكا پيشنهاد كردند كه حالا شما چند وقتى بايستى بمانيد؛ حالا زودرس است رفتن شما! از طرف ايران باز همين معنا را گفتند؛ بعض افرادى كه از همين طوايف بودند باز همين پيشنهاد را مىكردند. و همين پيشنهاد اسباب اين شد كه من قصد كردم بيايم، هر چى مىخواهد بشود بشود! من فهميدم كه اين مسأله يك مطلبى است.