صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٥ - مقصد الهى
را به اطراف بفرستند براى روشن كردن مردم، اين لازم است كه عمل بشود. و غصه نخوريد كه درستان تعطيل مىشود! ان شاء اللَّه مجال درس خواندن [داريد]- الحمد للَّه جوان هستيد و مجال درس خواندنتان هست. من هم يك طلبه بودم كه وقتى ديدم وضع اين طورى است درسم را رها كردم و رفتم، و حالا هم آمدم پيش شما. الآن هم تعطيل هست. نه مطالعه دارم نه درس دارم. مشغول همين خدمت به شما آقايان هستم.
مقصد الهى
در هر صورت اين نكته بود كه از اينكه حالا مثلًا دو ماهى، چهار ماهى درس تعطيل بشود، از اين نگرانى نداشته باشيد. براى اينكه يكوقت انسان درس را تعطيل مىكند براى اينكه برود تَعيُّش [١] بكند، براى اينكه برود تنبلى بكند؛ يكوقت درس را تعطيل مىكند براى خدا. همان طور كه درس خواندن براى خدا ثواب و اجر دارد و ارزنده است پيش خداى تبارك و تعالى، گاهى وقتها هم تعطيل درس و اشتغال به يك مطلب مهمى- بلكه مهمتر از درس- اين هم ارزنده است پيش خدا. الآن تعطيل شما و رفتن در اطراف و دهات دوردست، شهرها، دهات دوردست، مقصد، مقصدِ الهى است. فرق نگذاريد بين اينكه در يك شهرستانى برويد و با يك جمعيت انبوهى مواجه باشيد، يا در يك دهى برويد و با يك جمعيت كمى. وقتى بنا شد مقصد الهى باشد، ما بين اين و آن فرق نگذاريد بلكه گاهى آن اولى است. در شهرستانها- خوب- اقشار زياد هستند، آمال زياد است، شايد هواى نفس در آنجا زيادتر باشد اما در قرا و قصبات و دهات دورافتاده اين مسائل كمتر است: هم افراد كم مىروند هم جمعيتهاى آنجا كم است، هم آنها از فقرا و- عرض مىكنم- مستمندان هستند؛ طمع بين آنها كمتر است. از اين جهت جنبه الهى آنجا بيشتر است. اين طور نباشد كه همه مجتمع بشوند در شهرهاى بزرگ. متفرق بشوند در شهرها و قصبات و دهات و- عرض كنم- قرا و همه جا، و همه را آگاه كنند كه رفراندم كه شد، همه بگويند جمهورى اسلامى مىخواهيم؛ همين آرايشان را كه مىدهند ... رأى
[١] خوشگذرانى، به عيش گذراندن.