صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٧ - گلايه از دولتهاى منطقه
جدا كردند؛ ملتها از اسلام جدا شدند. با دعوتهايى [كه] اجانب كردند، چه خودشان مستقيماً چه به وسيله عمالشان در اين بلاد- دعوتهاى بر ضد اديان، بر ضد اسلام، بر ضد روحانيت اسلام- جدا كردند مسلمين را، بعضى را از بعض. ايجاد احزاب مختلفه، از صدر مشروطيت به اين طرف، تمام براى تفرقه بود؛ و تمام براى اين بود كه مسلمين با هم مجتمع نباشند. ايجاد تفرقه بين مذاهب- مذاهب مسلمين- براى همين مقصد بود كه اينها از هم جدا باشند و نتوانند براى اسلام و به نفع اسلام كارى بكنند. اين كارها در طول مدتِ بيش از سيصد سال انجام گرفته است.
بحمد اللَّه در ايران، در اين سنوات اخير، يك نهضتى، يك نهضت الهى پيدا شد كه من نمىتوانم اسمى رويش بگذارم الّا اينكه اين نهضتْ الهى بود. نهضتى كه بچههاى صغيرش با پيرمردهاى كبير با هم بودند؛ نهضتى كه بچهها پستانك را در دهان مىگذاشتند، وقتى بيرون مىآوردند مىگفتند «مرگ بر شاه» باز پستانك را به دهان مىگذاشتند! از بچههايى كه اولِ صحبت و حرف زدنشان است تا پيرمردهايى كه آخر عهدشان است به حيات، همه با هم بودند و همه با هم طرد كردند اين طاغوت را. رمز پيروزى ايران همين بود؛ اتكال به خدا، براى خدا و وحدت كلمه، وحدت كلمه و وحدت غرض [و] مقصد. از هر كس مىپرسيدند، مقصد اين بود كه حكومتِ اسلام باشد. مقدمه اين بود كه حكومتِ طاغوت نباشد؛ مقصد اين بود كه استقلال و آزادى در پناه حكومت اسلامى باشد. رمز پيروزى ملت ما: وحدت كلمه و وحدت غرض و- مهمتر- اتكال به خداى تبارك و تعالى. شما آقايان در هر جا كه هستيد اين رمز را فراموش نكنيد.
گلايه از دولتهاى منطقه
البته من گله دارم از خليج و اطراف آن. آنها با ما بسيارىشان موافقت نكردند بلكه مخالفت كردند. شما خودتان كه آگاهيد از افرادى كه در آنجا بودند و پشتيبانى از طاغوت مىكردند؛ و نمىدانم الآن هم مىكنند؟! باز آرزو دارند كه برگردد؟! آنها را هدايت كنيد؛ به آنها بگوييد به اسلام روى بياوريد. اين حكومتها حكومت طاغوت