صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠ - ناآرامى و اغتشاش از مأموران دولت غير قانونى
بدهند به اينكه نه، ما هر چه ملت بگويد قبول داريم و هر چه كه ملت بگويد ما ردش نمىكنيم، و ما هم تابع ملت هستيم و آزادى! اگر شما تابع ملتيد، اين ملت؛ اين ملت ايران. اين ملت ايران كه سر تا پاى ملت ايران ... غير اين ده- بيست تا يا پنجاه تا يا صد تا چماق به دستى كه شما پول به او مىدهيد، يعنى اينهايى كه پول بايد بدهند به او، مىدهند و مىاندازندشان به جان مردم. يا زن و بچه مثلًا آن كارمندى كه تحت نظر آنها هست مىآيد و شعار مىدهد، آن شعار مفتضح كه خودشان هم خجالت مىكشيدند! [١] آن يك شعار بود، اين هم يك شعار. اين سرنيزه آورده اينها را؟! اينها ملت نيستند؟! اين شعارهايى كه الآن همه دارند مىگويند كه «مرگ بر اين سلطنت»، همه دارند مىگويند مرگ بر فلان مرد، [٢] اينها ملت ايران نيستند؟ اينها هم باز از آن طرف مرزها با شناسنامه اشتباهى وارد شدهاند؟! اين آقايان همه با شناسنامه اشتباهى وارد شدهاند؟! اين همه مردم كه توى اينجا هستند و هر روز هستند با شناسنامه [جعلى است]؟! اين همه مردم دهات و شهر و همه اينها كه فرياد مىزنند كه ما نمىخواهيم اين سلطنت فاسد را، اينها همه از آن طرف مرزها با شناسنامه [جعلى] وارد شدهاند؟! بايد دست بردارند. اگر واقعاً اينها براى ملت دلسوز هستند بروند كنار.
ناآرامى و اغتشاش از مأموران دولت غير قانونى
شما ديديد كه ديروز اين همه جمعيت، امروز هم اين همه جمعيت از اين طرف شهر تا بهشت زهرا رفتند و آن همه اجتماع بود، يك خلاف قانون، يك خلاف عدالت، يك كار خلاف اينها كردند؟ اگر كردند بگوييد. چطور مىشود كه گاهى وقتها اين كارها واقع مىشود؟ براى اين مىشود كه يكوقت مأمورها بيرونند از اين جمعيت، مىبينند نمىتوانند توى اين جمعيت بايستند [چون] اينها را غرقشان مىكنند؛ آن وقت هيچ ناراحتى واقع نمىشود، ناآرامى نيست، تظاهر آرام، رفت و آمد آرام، همه چيزهايش
[١] اشاره به تظاهرات گروهى به طرفدارى از قانون اساسى، به اشاره امريكا و بختيار.
[٢] شاه.