صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٨ - عدم استقرار حكومت مردمى در ايران
ملت، آن قدرت شيطانى عظيم و آن قدرتهاى بالاتر از همه قدرتها، كه قدرتهاى شيطانى [بودند]، قدرت امريكا، قدرت شوروى، قدرت چين، انگلستان- اينها همه پشتيبانى كردند از او، لكن ملت وقتى كه يك مطلبى را خواست، با مشتِ گره كرده در مقابل همه اينها ايستاد و همه را شكست داد. و من مىدانم كه بازار تهران مركز فعاليت سياسى- اسلامى هميشه بوده است. بازار تهران بود كه هميشه باعث مىشد كه كارهايى كه علما پيشنهاد مىكردند، يا كسانى كه دلسوز به اين مملكت بودند پيشنهاد مىكردند، به پشتيبانى بازار تهران و بازرگانان تهران اين امور انجام مىشد. و من بايد تشكر كنم از همه اصناف و اشخاصى كه بازارى هستند، به هر صورتى كه هستند، من بايد از آنها تشكر كنم كه در اين نهضتْ سهم عظيمى آنها داشتند. و اگر بازارهاى ايران نبود معلوم نبود كه ما بتوانيم به مقصد برسيم. اين پشتيبانى بازارهاى ايران و پشتيبانى ساير اصنافى كه ما داريم، اين اسباب اين شد كه الحمد للَّه تا كنون به اين پيشرفت عظيم رسيده است. ولى باز اول كار است؛ بايد تتمه اينها هم به قبرستانها بروند و بعد از آن فرض، يك حكومت اسلامى؛ كه حكومت از جانب ملت باشد، ملت تعيين كند آن را، مستند به ملت باشد.
عدم استقرار حكومت مردمى در ايران
ما در طول تاريخ ايران يك حكومت مستند به ملت نداشتيم. زمان سلاطين سابق كه اصلًا ملتها به حساب نمىآمدند، و بابْ بابِ قلدرى بود! از زمان رضا شاه به اين طرف هم كه ما اطلاع داريم و در مشاهدات ما بوده، باز همين معنا بود. بنا بر اين يك حكومت ملى، يك سلطنت ملى، يك انتخابات ملى در اين وطن نبوده است؛ از اينكه اين انتخابات و مجالسْ مجالسِ ملى نبوده است. دولتهاى ناشى از اين مجلس هم غير قانونى است، و مستند به آراى ملت نبوده است. اين شخصى هم كه الآن به جاى محمد رضا خان و به امر محمد رضا خان به مسند وزارت نشسته است، ايشان هم [كه] ادعا مىكند من «ملى» هستم قانونى هستم، نه قانونى هست و نه ملى هست. اما ملى نيست براى اينكه احترام به اين ملت هيچ نمىگذارد، احترام به اين فريادهايى كه الآن هم در بين خيابانها