صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩١ - غارت اموال ملت ايران
فرهنگ ما يك فرهنگ استعمارى است كه نمىگذارد بچههاى ما تربيت و رشد پيدا كنند. بعد از تقريباً هفتاد سال مدرسه داشتن و سى و چند سال- يا بيشتر- دانشگاه داشتن مع ذلك اگر يك لوزهاى را بخواهند عمل بكنند، مىگويند كه بايد برود به لندن عمل بكند! اگر يك كسى سينهاش مثلًا درد داشته باشد يا يك مرض [داشته باشد] بايد برود به خارج. براى اينكه نگذاشتهاند نيروى جوانهاى ما رشد و تربيت پيدا بكند. من در اين سفرى كه به پاريس رفتم كه از جاهاى مختلف براى ملاقات من آمدند، مِن جمله از اشخاصى كه آمدند، ايرانىهايى [بودند] كه در آلمان هستند، چهار صد نفرند، ظاهراً [كه] براى نيروى اتمى آنجا رفتهاند. اينها شكايات داشتند مىگفتند كه اولًا ما را نمىگذارند كه درست ما اطلاع پيدا كنيم از اين فنونى كه هست، و ثانياً اين براى ايران مضر است؛ براى اينكه اين تا نفت تمام بشود، اين هم تمام مىشود! اين جانشين نفت است، و اين الآن اگر درست بشود، تا نفت تمام بشود اين تمام شده است. بنا بر اين، ضرر دارد براى ايران. و علاوه ضررهاى جانى دارد براى ملت ايران، اينها را نگذاشتند درست تحصيل بكنند. آنى هم كه مىخواستند بكنند، اگر نيمه تمام بود، آن هم اين بود: چيزهايى كه مضر به حال كشور ما بود:
مىدانيد كه كشاورزى ما را بكلى از بين بردند؛ كه الآن ما در همه چيزها، احتياج به خارج داريم. دامدارى ما را بكلى از بين بردند. مراتع ما را به خارجيها دادند، و يا به اجاره دادند يا همين طور دادند. جنگلهاى ما را «ملى» كردند، دست ملت را از آن كوتاه كردند و به خارجيها دادند [رژيم پهلوى]. الآن شما هر جاى اين مملكت را دست بگذاريد، خرابه است؛ يك خرابه را گذاشتند و هر چه ما داشتيم برداشتند و رفتند. الآن اين دولت و ما، وارث يك خرابهاى هستيم كه همه چيز آن را از بين بردهاند و بايد از سر بنا بشود.
غارت اموال ملت ايران
تبليغات اينها اين قدر بود كه در همين خليج تقريباً عقيدهشان اين بود كه اگر شاه نباشد دنيا به هم مىخورد! در ايران هم بلى؛ اين تتمهاش حالا هم هست. اينها بعد مىفهمند كه