صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧ - نصيحت به ارتش و دولت
مگر بايد حتماً طرفينْ مساوى با هم باشند؟! اين حرفها چيست مىزنند!
نصيحت به ارتش و دولت
من به اين ارتش نصيحت مىكنم كه به اين ملت بپيونديد. صلاح شما، صلاح ملت شما هست كه به اين ملت بپيونديد. مملكت مال خود شماست، ملت مال شماست، شما مال ملتيد؛ خدمتگزار به ملت باشيد. دست از اين كارهايى كه بعضِ گردن كلفتهايتان مىكردند برداريد. توبه كنيد؛ توبه را خدا قبول مىكند، ملت هم قبول مىكنند. جنايت شما مثل آن نيست كه ملت قبول نكنند. گناه شما جور ديگر است. برگرديد به دامن اين [ملت]. چنانچه برگشتند يك عدهاى. عدهاى شرافتمند برگشتند و گفتند كه خير، ما با ملت موافق. همبستگى خودشان را اعلام كردند. از همين نظاميها در اصفهان، در تهران، در همدان، در جاهاى ديگر، در خراسان؛ شما هم برگرديد، چيزى نشده.
و يك نصيحتى هم به دولت مىكنم كه آقا! شما يك آدم عادى هستيد، آبرويت را مىريزى، برو كنار. «من سرِ لج افتادهام»! آخر براى چه انسان سر لج بيفتد و يك ملتى را، مقدرات يك ملتى را مَلْعبه كند كه «من لُرَم، سر لج افتادم»! حتماً بايد با پسگردنى ردشان كنند؟ خوب، مثل آدم بيا توبه كن. بگو صحيح است حرفهاى ملت، امر امرِ ملت است.
من از خداى تبارك و تعالى توفيق همه را خواهانم. و اميدوارم كه خداوند همه شما را سلامت بدارد، و ما را موفق كند به اينكه به شماها خدمت بكنيم و شما را موفق كند كه به خدا خدمت بكنيد.
و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته