صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥ - جنايات جبران ناپذير شاه
مسئله توبه شاه
گاهى گفته مىشود، گفته مىشد، به اينكه خوب شاه مىآيد توبه مىكند و توبه هم كرد؛ خوب ديگر چه مىگوييد؟ خدا كه توبه را قبول مىكند، شماها چه مىگوييد ديگر؟! اين را من كراراً عرض كردم كه اولًا توبه شرايطى دارد كه تا آن شرايط تحقق پيدا نكند، خداى تبارك و تعالى قبول نمىكند. آنچه بىشرطْ خداى تبارك و تعالى قبول مىكند آن چيزهايى است كه مربوط به حقوق اللَّه است: كسى نماز نخوانده، كسى روزه نگرفته، كسى حج نرفته است، اينها چيزهايى است كه اگر توبه بكند، شرطى ندارد، توبهاش را قبول مىكند. و اما حقوق ناس- حقوق ناس را، توبهاش را تا اين حق رد نشود قبول نمىكند. شما بفرماييد كه حالا اين شخص كه آمده توبه كرده- فرضاً عرض مىكنم- اين راضى است به اينكه بيايد اموالى را كه از مردم برده پس بدهد و كارهايى كه از قبيل چپاول هست، اينها را جبران بكند؟ فرضاً كه يك همچو كارى بكند و او مالى داشته باشد تا بتواند جبران كند- مال ملت را كه نمىشود به خود ملت داد براى جبران مالهايى كه اينها دارند! همهاش مال ملت است؛ مال خودشان نيست. برداشتند و فرار كردند و در بانكهاى خارجه انبار كردند.
جنايات جبران ناپذير شاه
و اگر ما دستمان رسيد محاكمهاش مىكنيم [اگر] توانستيم كه بياوريم او را به اينجا و محاكمه بكنيم يعنى تحويل ما دادند، محاكمهاش مىكنيم- محاكمه حضورى؛ و اگر تحويل ندادند او را، ما محاكمه غيابى مىكنيم، و او را محكوم مىكنيم و آن مقدارى كه در ايران دارد از او مىگيريم؛ آنى كه در بانكها دارد اعلام مىكنيم كه اين محكوم است و مال ملت است، حق ندارد بانك به محمد رضا بدهد چيزى را كه از مردم خورده است. حالا ما فرض مىكنيم كه خير، ايشان اموال شخصى دارد و آن اموال شخصى را به ارث از پدرش- فرض كنيد- رسيده به او و آن اموال شخصى را مىدهد و جبران مىكند، خوب اين ده سال حبسى كه كرده و اين قدرت انسانى را تلف كرده كى جبران مىكند؟ كى